همه‌ی نوشته‌های پیشرو

دانشگاهی/ دکتر قبول: پذیرش دانشجو از کمبریج انگلستان در دانشگاه فردوسی مشهد از دستاوردهای برجام بود / نظر برجامی دکتر خواجی استاد روابط بین الملل

align=bottom
مدیر همکاری‌های علمی بین‌المللی و امور دانشجویان غیرایرانی دانشگاه فردوسی مشهد نیز در گفت و گو با خبرنگار ایرنا برجام را از تاثیرگذارترین عوامل در توسعه همکاری‌های بین‌المللی علمی و دانشگاهی دانست و گفت: برجام سند موفقی در توسعه روابط بین‌المللی بود و در حوزه فعالیت‌های بین‌الملل در عرصه دانشگاهی بدون هیچ مبالغه‌ای، تحول چشمگیری پس از برجام و در دوران فعالیت دولت تدبیر و امید ایجاد شد...

دانلود آهنگ astronomia از Vicetone & Tony Igy + ترجمه فارسی

آهنگ astronomia یا آسترونومیا از Vicetone & Tony Igy که به نام آهنگ رقص تابوت نیز شناخته می شود از محبوب ترین موزیک های اینروزها در جهان است. شما میتوانید رقص تابوت را از رسنه تی مدل دانلود کرده و گوش دهید . با ما همراه باشید.

Vicetone & Tony Igy New Song Astronomia

Exclusive Song: astronomia | Vicetone & Tony Igy With Text And Direct Links In Tmodel

دانلود آهنگ astronomia از Vicetone & Tony Igy + ترجمه فارسی

  • هنرمند: ویستون (Vicetone)
  • ترانه سرا: آنتون ایگومنوف (Anton Igumnov)
  • ژانر: رقص / الکترونیکی
  • آلبوم: نجوم – Astronomia
  • منتشر شده: ۲۰۱۰
  • منبع: Musixmatch

متن اصلی آهنگ astronomia – آهنگ رقص تابوت :

Stop (stop)
Stop in my mind (stop in my mind, stop in my mind)
Stop (stop)
Stop in my mind (stop in my mind)
Stop (stop)
Stop in my mind (stop in my mind)
Stop (stop)
Stop in my mind (stop in my mind)

ترجمه فارسی آهنگ آسترونومیا از Vicetone & Tony Igy :

ایست ایست)
در ذهنم متوقف شوید (در ذهنم متوقف شوید ، در ذهنم متوقف شوید)
ایست ایست)
در ذهنم متوقف شوید (در ذهنم متوقف شوید)
ایست ایست)
در ذهنم متوقف شوید (در ذهنم متوقف شوید)
ایست ایست)
در ذهنم متوقف شوید (در ذهنم متوقف شوید)

دانود آهنگ astronomia یا رقص تابوت :

لینک مستقیم دانلود آهنگ بسیار زیبای آسترونومیا از Vicetone & Tony Igy

 

بیشتر بخوانید :

دانلود آهنگ اولورم من سنین اوچون از علی پرمهر و شبنم توزلو + ترجمه فارسی

دانلود آهنگ کردی محمد پرویزی در عصر جدید + ترجمه فارسی

دانلود آهنگ bu adam benim babam از احمد کایا + ترجمه فارسی

متن کردی آهنگ مینا خانوم از ناصر رزازی

نوشته دانلود آهنگ astronomia از Vicetone & Tony Igy + ترجمه فارسی اولین بار در تی مدل - سایت تفریحی و گردشگری. پدیدار شد.

مجموعه اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ

در این مقاله به بررسی و معرفی مجموعه اسامی ترکی پسرانه با حروف ج – چ – خ می پردازیم. این نام های بسیار زیبا مورد استفاده برای فرزاندان پسر شما می باشد. همراه تی مدل باشید تا اسامی این نام ها را به همراه معانی آنها بررسی کنیم.

مجموعه اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ

اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ :

در این مقاله برای شما ۱۰ سری مختلف نام های پسرانه در زبان ترکی را آماده کرده ایم. این ۱۰ قسمت دارای ۲۰ نام ترکی با معنی و زیبا می باشند.

قسمت یکم اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ :

  1. جادای: (caday) نوعی غذا که داخل آن را با گردو پر کرده باشند.
  2. جایماز: (caymaz) انحراف ناپذیر. جسور. دلاور.
  3. *جوانشیر: (Cəvanşir) شیر جوان.
  4. جوْشار: (coşar) پرهیجان.
  5. جوْشغون: (coşğun) آتشین. پرشور. پرهیجان. جوشان. متلاطم. توفانی.
  6. جوْشقار: (coşqar) پرهیجان. آتشین.
  7. جوْشون: (coşun) زره.
  8. جومار: (Cumar) حمله ور. تکاور.
  9. جیحون: (ceyhun) خروشان.
  10. جیدان: (cıdan) تیز.
  11. چاپار: (Çapar) نامه رسان. قاصد. خبررسان. پیک. سوار. سواره. مرد زردفام. انسان خالدار با چشمهای سبز.
  12. چاپاشا: (Çapaşa) کوشش. تقلا.
  13. چاپال: (Çapal) جایی که برای درست کردن اجاق، کَنده باشند. ارمغان. پراکنده. مخلوط. زباله. ناخالص. ویرانه. ضعیف. ناعلاج.
  14. چاپالا: (Çapala) چارق.
  15. چاپان: (Çapan) سواری که چهارنعل می‌تازد. غارتگر. چپاولگر. لباس ژنده و پاره. پیک. قاصد. نامه. مکتوب. پرانرژی. کوشا. لباس کار. استاد. ماهر. پالتو. نخ قلاب ماهیگیر. مهاجم. جوان. فرز. چوپان. کف (زدن دست برای تشویق).
  16. چاپای: (Çapay) ماه نامدار.
  17. چاپدار: (Çapdar) اسبی که چهارنعل تازد.
  18. چاپرا: (Çapra) ابزار برش چرم در کفاشی.
  19. چاپراب: (Çaprab) تند. سریع.
  20. چاپراز: (Çapraz) حالتی در کُشتی که از زیر بغل طرف را بگیرند. خط متقاطع. غلط انداز. مبهوت. انگل. مخلوط گندم و جو. ناسازگار. برف آبدار.

قسمت دوم اسامی ترکی پسرانه :

  1. چاپراش: (Çapraş) درهم فرو رفته. پریشان. خالدار.
  2. چاپسال: (Çapsal) تند. تیز. کوشا.
  3. چاپلا: (Çapla) قلم دیوار کنی.
  4. چاپلان: (جان)(Çaplan) نوعی شاهین.
  5. چاپمان: (Çapman) باران. بارانی.
  6. چاپیل: (Çapıl) یغما. غصب. کفش.
  7. چاپین: (Çapın) تاراج. نوعی بیلچه کوچک. نوعی پاپوش چرمی که بر روی کفش پوشند. ستم. تاراج.
  8. چاتا: (Çata) ارتباط. دو رگه. کفش مخصوص به شکل راکت تنیس مناسب برای برف نوردی.
  9. چاتار: (Çatar) تقاطع. کافی.
  10. چاتارا: (Çatara) لاپایی. میان پاها.
  11. چاتاش: (Çataş) جنگ. وصول. تصادف.
  12. چاتال: (Çatal) چنگال دو شاخه. چوب دو شاخه. محل انشعاب رود یا راه و غیره. گاوآهن. خیش. لب چاک دار. چانه چاک دار. پیچیده. ابزار پنبه ریسی. رنگارنگ. دو رنگ. کلنگ دو سر. بست. میخ. دشوار. اندام. قواره. هیکل. دو رنگ. مقعد. شدید.
  13. چاتالا: (Çatala) چوب خط. حفر شده. بریده. چوب دو سر بهم آمده.
  14. چاتام: (Çatam) هِرَم.
  15. چاتان: (Çatan) سبد. سقف.
  16. چاتانا: (Çatana) قایق موتوری کوچک. مزاحم.
  17. چاتلا: (Çatla) چوبدستی.
  18. چاتماز: (Çatmaz) غیرکافی. نارسا.
  19. چاتیش: (Çatış) وصول. گلدوزی سرسری و نامرتب. رابطه خویشی دور. پیوستگی.
  20. چاچار: (Çaçar) مبارز. جنگاور.

قسمت سوم :

  1. چاچال: (Çaçal) برهنه.
  2. چاخمان: (Çaxman) آبی شیری.
  3. چاخین: (Çaxın) آذرخش.آتش. آبی چشم. خدای آتش در باور ترکان.
  4. چاراش: (Çaraş) کاربرد. استفاده. جای مخصوص جوشاندن بکمز.
  5. چارال: (Çaral) کم بازده.
  6. چاران: (Çaran) پیشنهاد. راهکار. راه حل. خاک نمدار.
  7. چارای: (Çaray) غذا. آذوقه. یدک.
  8. چارپان: (Çarpan) سبد کوچک کاه. ضرب شونده. جالب. گیرا.
  9. چارتان: (Çartan) قعر پرتگاه.
  10. چارلان: (Çarlan) آب روان شدید.
  11. چارمان: (Çarman) انسان خنده رو.
  12. چاشار: (Çaşar) مبهوت. سرگردان.
  13. چاشال: (Çaşal) استخوان چانه. مبهوت.
  14. چاشقار: (Çaşqar) سنگلاخی.
  15. چاشماز: (Çaşmaz) قطعی.
  16. چاشمای: (Çaşmay) عیناً. مطابق.
  17. چالاب: (Çalab) خداوند. آبدوغ خیار. نمود. جلوه.
  18. چالاپ: (Çalap) آتش.
  19. چالاپا: (Çalapa) باران پراکنده.
  20. چالات: (Çalat) بال. شاخه. قیمت. بهاء. عصاء. چاپلوس.

قسمت چهارم اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ :

  1. چالاتا: (Çalata) کسی که لباس را زود کهنه و پاره کند.
  2. چالار: (Çalar) متمایل به رنگ .. شباهت نزدیک. اختلاف جزیی (بین دو رنگ). زنگدار. شماطهدار. لهجه. تُن (صدا). نوع. جنس. جارو.
  3. چالاسین: (Çalasın) دلاور. برنده. قاطع.
  4. چالاش: (Çalaş) مزد. اجرت. برهنه. بدون زین. اتاق یا بنایی که با چوب درخت و کاه پوشانده شود. تلاش.
  5. چالاما: (Çalama) طناب یا زیور قیطانی روحانی شمن.
  6. چالامان: (Çalaman) تاب (بازی)
  7. چالان: (Çalan) زمینی سیاه که در آن علف نروید گویا که آنجا را سوزانده اند. زننده. نوازنده. خسته. برهنه. بدون زین.
  8. چالانتا: (Çalanta) بسیار نوازنده.
  9. چالبا: (Çalba) حلوا. مبارز. برعکس. محدود. همیار. صلیب. کودتا. ضربه. خدا.
  10. چالبات: (Çalbat) درگیری. جنگ.
  11. چالپا: (Çalpa) گِل آلود. پُشت. صلیب. آبدار. موضعی که آب افتاده، گل و خلاب شده باشد. کفش. شاخه. بی دست و پا.
  12. چالپاش: (Çalpaş) دعوا. چسبنده.
  13. چالپان: (Çalpan) گیرا. جالب.
  14. چالپانا: (Çalpana) همزن. کمربند قدیمی زنان.
  15. چالپاو: (Çalpav) گودال. اسب رمنده.
  16. چالپیر: (Çalpır) رنگارنگ.
  17. چالتا: (Çalta) دستار. قیمت. ارزش.
  18. چالتاش: (Çaltaş) جَلد. تیز. گلوله.
  19. چالچا: (Çalça) جوال. جای صخره زار در کوهها.
  20. چالچات: (Çalçat) قد. قامت. شکل.

قسمت پنجم نام های ترکی پسرانه :

  1. چالچار: (Çalçar) کسی که کج راه برود یا پاهایش به هم بگیرد.
  2. چالچال: (Çalçal) دوبهم زن.
  3. چالخار: (Çalxar) الک لرزان دستگاه بوجاری و هر چیز شبیه به آن. همزن. الک گندم پاک کنی در سیلو. مُسهل. مخلوط کن. مَشک.
  4. چالخام: (Çalxam) به اندازه یک بار به هم زدن (مَشک یا خیک). هیجان.
  5. چالخان: (Çalxan) جای خروشان رود. غیور. هیجانی.
  6. چالدابان: (Çaldaban) لافزن.
  7. چالدار: (Çaldar) درهم برهم (رنگ).
  8. چالقا: (Çalqa) ناودان. میدان جنگ. دیگ بو دادن ذرت.
  9. چالقاب: (Çalqab) موج. یکباره. نیمه.
  10. چالقات: (Çalqat) وجود. بدنه. دارای رنگ درهم برهم.
  11. چالقار: (Çalqar) گزنده. بزرگ. وسیع. پیر. قدیمی.
  12. چالقان: (Çalqan) ترب (گیاه). پیشرفت و یا حرکت زخم از جایی به جای دیگر. پریشان. بی دقت. پراکنده. غیور. کشتی جنگی. بستر سنگی و متمایل رود.
  13. چالقای: (Çalqay) انتهای بالهای پرنده. دور. بعید. هر چیزی که نه در کنار راه بلکه در جای بیراهه پیدا شود. غربال ذرت.
  14. چالمار: (Çalmar) چپر رو باز.
  15. چالمان: (Çalman) دیوار. برجسته. بسیار. زننده. گزنده. چپر از ترکه های ظریف.
  16. چالیب: (Çalıb) بت. صنم.
  17. چالیت: (Çalıt) سنجاب. سریع. کوشا.
  18. چالیر: (Çalır) کج. خمیده.
  19. چالیش: (Çalış) زد و خورد. جنگ و جدال. کوشش. غیرت. مبارزه.
  20. چالیم: (Çalım) مخلوط. خودنمایی. دریبل (در فوتبال و ..). سرقت. قابلیت. توانایی. هوای سنگین. زمان. فرصت. اخلاق. رفتار. شباهت. ژست. ادا. لبه شمشیر. لبه تیغ. تقلید.

قسمت ششم :

  1. چالیمان: (Çalıman) شیک.
  2. چالین: (Çalın) علف چین. درو. آتش زنه. آذرخش. ژاله. گرد و غبار. نیمه رسیده. رها.
  3. چاما: (Çama) تخمیناً. شعر. سروده. سیر وحشی (گیاه). پوست. تفاله چای مانده در فنجان. قدرت. درجه.
  4. چامار: (Çamar) انسان یا حیوان کوتوله.
  5. چامال: (Çamal) سمت سرما. شمال.
  6. چامان: (Çaman) کباب. تنبل. شفق. سرخی غروب. جادوگر.گوشت خرد شده.
  7. چامای: (Çamay) حلقوم. سیب آدم.
  8. چامپا: (Çampa) عصبی.
  9. چامچیل:(Çamçıl)مشفق.زودجوش.
  10. چاناش: (Çanaş)خیک از پوست بُز.
  11. چانتا: (Çanta) کیف. ساک. کوله پشتی. رفیق سرباز.
  12. چانتال: (Çantal) جلّاد. لباس زنانه. سه دامن.
  13. چانتای: (Çantat) کیسه بزرگ کتانی.
  14. چانچاق: (Çançaq) مفصل. بند. مرفق. خراب. ویران شده. سوراخ.
  15. چانچان: (Çançan) فضول. مراقب.
  16. چانقار: (Çanqar) مدوّر.
  17. چانقارا: (Çanqara) غوغا. جنجال.
  18. چانقال: (Çanqal) ناخن حیوانات وحشی. چنگکی که وقتی پنجره را باز می‌کنند آن را گیر می‌دهند تا جلوی بسته شدن آن را بگیرد و هرگاه که پنجره را ببندند، با آن چنگک بسته می‌شود. میخهای کوچکی که به دیوار کوبند و لباس و غیره را به آن آویزان کنند.
  19. چانقای: (Çanqay) تمیز. صاف. بدون ابر.
  20. چانقیر: (Çanqır) پرجنب و جوش.

قسمت هفتم اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ :

  1. چانقیل: (Çanqıl) ← چاقیل.
  2. چاوار: (Çavar) هرچیزی که برای آتش روشن کردن مناسب باشد. هیزم. کبریت.
  3. چاواش: (Çavaş) خورشید. نامدار. بالغ.
  4. چاوان: (جان)(Çavan) آلت مادگی حیواناتی مانند گاو یا گاومیش. اسب سرکش. اسب بی لگام.
  5. چاولان: (Çavlan) آبشار. نامدار.
  6. *چاووش: (Çavuş) منادی.
  7. چایان: (جان)(Çayan) صدپایه. عقرب. (Scorpion). آهن خام. چشم آبی. خوشه جو. سورتمه.
  8. چایبات: (Çaybat) سیل. آب باقیمانده از سیل. آب مانده در ته ظرف. ته مانده.
  9. چایپان: (Çaypan) جای بلند.
  10. چایقون: (Çayqun) جنبش آب و هوا.
  11. چایمان: (Çayman) سرماخوردگی.
  12. چرکس: (Çərkəs) پیکان. نوک تیز. لباس بلند زنان. قانع. عقاب. (ناپ)
  13. چکیر: (Çəkir) سرباز. مرز. لکه چشم.
  14. چکیل: (Çəkil) درخت توت. برگ توت. ارمغان. سازه.
  15. چکیم: (Çəkim) جاذبه. ظرفیت. توان. کشش. اندازه. تسبیح. نیرو. برتری. الاغ درشت هیکل تخمی.
  16. چنگیز: (Çəngiz) دریا. دوست. پشتیبان. فرستاده آسمان.
  17. چنگیل: (Çəngil) ظرف مسی.
  18. چنگین: (Çəngin) باشکوه.چشمگیر.
  19. چوبال: (Çubal) سلسله. ردیف.
  20. چوْتان: (Çotan) میوه ای که همراه با شاخه کنده شده.

قسمت هشتم نام ترکی پسرانه با حرف ج – چ – خ :

  1. چوچا: (Çuça) پالتو بچه.
  2. چوخال:(Çuxal) لباس زیر زره.
  3. چوْخان: (Çoxan) معمولی. عادی.
  4. چوْخسون: (Çoxsun) اغلب. غالباً.
  5. چوْخمار: (Çoxmar) گرز. خسیس.
  6. چورا: (Çura) خدای زمین. جن. پری. روح. پرنده شکاری.
  7. چورام: (Çuram) نوعی پرتاب تیر در مسافت دورتر.
  8. چوران: (Çuran) روحانی. معنوی. بوقلمون.
  9. چورای: (Çuray) طرف خوب هر چیزی. شرمگاه.
  10. چولان: (Çulan) آغل. آشپزخانه.
  11. چوْلپان: (Çulpan) ستاره زهره. آنکه چشمش دوربین است. آشنا. تپه زار. کوهک. خدای سیارات.
  12. چوماش: (Çumaş) گردوی خام کوبیده که اگر در آب ریزند، ماهیها را بیهوش کند. موش کوهی.
  13. چوْنقاز:(Çonqaz)پرشاخ وبرگ(درخت).
  14. چوْنقال: (Çonqal) نعره. سنگ رودخانه که به کنار آمده.
  15. چوواش: (Çuvaş) دیندار. آرام.
  16. چیبار: (جان)(Çibar) اسبی که گلهایی به رنگ دیگر در اعضای بدن داشته باشد. دُمل.
  17. چیپا: (Çıpa) سُرمه درب. وسط.
  18. چیپار: (Çıpar) خال. ابلق. ترکیب.
  19. چیتا: (Çıta) ابزاری که یک طرف آن شن کش و طرف دیگری تبر باشد. کوچک.
  20. چیتار: (Çıtar) نوعی پارچه. تاج خروس.

قسمت نهم اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ :

  1. چیتام: (Çıtam) استواری. صبر. سبدی از ترکه چوب.
  2. چیتان: (Çıtan) محل نگهداری شیر.
  3. چیچان: (Çıçan) دانا. عاقل.
  4. چیخار: (Çıxar) لیاقت. شایستگی. پشتکار. درآمد. سود. دررفت. مصرف. خروج. نجات. منتهی. دختر. چاره.
  5. چیخای: (Çıxay) جلای وطن کرده.
  6. چیدار: (Çıdar) قید و بند. شرط و شروط. لنگ (اسب).
  7. چیدال: (Çıdal) صبر. تحمل.
  8. چیدام: (Çıdam) صبر. شکیبایی.
  9. چیران: (Çıran) یخچال طبیعی.
  10. چیرای: (Çıray) رخسار. زیبایی.
  11. چیرپان: (Çırpan) چوب حلاجی. چماق ظریف. ضارب.
  12. چیرتان: (Çırtan) ظرف آب چوبی.
  13. چیرقا: (Çırqa) طعمه. سالاد گوجه فرنگی.
  14. چیرقاو: (Çırqav) بلند قد. حساس.
  15. چیرلان: (Çırlan) تنگنا.
  16. چیرمار: (Çırmar) بخشهای مزرعه که بوسیله رد خیش تقسیم شوند. جویی که برای آبیاری مزرعه گشایند.
  17. چیرماش: (Çırmaş) پیچ و خم.
  18. چیرنا: (Çırna) زمین نامناسب برای کشت. خس و خاشاک. بوته.
  19. چیسان: (Çısan) پیچک.

قسمت دهم :

  1. چیلاپ: (Çılap) مانند. همانند. شبیه.
  2. چیلای: (Çılay) همچون. مانند.
  3. چیلدام: (Çıldam) تند. چابک.
  4. چیلدیر: (Çildir) خالدار.
  5. چیلقان: (Çılqan) تاج عروس. زنگدار.
  6. چیلقین: (Çılqın) دیوانه. شیدا. واله. بیپرده. ناآرام.
  7. چیلک: (گیا)(Çilək) توت فرنگی. دوش حمام. نسل. تبار.
  8. چیلن: (گیا)(Çilən) بهمن. ژاله. عضو. نوعی گل کوهی. جای کم عمق آب.
  9. چینا: (Çına) زانو. جوان (حیوان).
  10. چینار: (Çinar) پنجه دار. درخت دارای برگهای شکافته. ابدیت.
  11. چینگیت: (Çingit) دوره گرد.
  12. چینگیر: (Çingir) فاحشه. بُز با گوش کوچک. خشک.
  13. چینیک: (Çinik) حقیقی. محقق شده. اصل. نمد ظریف. طبق.
  14. چینیل: (Çinil) سنگریزه.
  15. خاپان: (Xapan) تله. خالی. دور از توجه.
  16. خاتای: (Xatay) خشک رود. پوشال رود.
  17. خاتون: (Xatun) بانو.
  18. خارات / خارال: (Xarat) جوال.
  19. خاران: (Xaran) دیگ کوچک غذا. جوال بزرگ.
  20. خاسای: (Xasay) ماه بلند. قهرمان تنومند.
  21. خالتا: (Xalta) قلاده. تسمه. بقچه.
  22. خالخال: (Xalxal) حلقه فلزی که زنان برای زینت به مچ پا می‌اندزند. پا آورنجن. جایگاه ویژه دامها برای ساختمان. کپه کردن سنگها به منظور ساختن خانه ابتدایی. تیرکی که میان تیرکهای دو شاخه گذارند.
  23. خان اوْغلان: (Xan oğlan) پسر شایسته.
  24. خانای: (Xanay) خانه بزرگ دو یا سه طبقه.
  25. خینار: (Xınar) شیار. جوی کرت بندی. محل شخم. مرز. حد. سامان.

بیشتر بخوانید :

نام ترکی پسرانه با حرف (د) – دال

بهترین نام های پسرانه برای دوقلو ها

بهترین نام های زیبای دخترانه برای دوقلوها

نام های پسرانه ترکی با حروف ش و س

 

 

نوشته مجموعه اسامی ترکی پسرانه با حروف ج چ خ اولین بار در تی مدل - سایت تفریحی و گردشگری. پدیدار شد.

نام ترکی پسرانه با حرف (د) – دال

در این مقاله به معرفی و بررسی نام های ترکی پسرانه با حرف د – دال می پردازیم. شما میتوانید هر یک از این نام ها را با فرزندان دیگر خود ست کرده و فرزاندانی با نام های شبیه هم داشته باشید. همراه تی مدل باشید تا به بررسی این اسامی و معانی آنها بپردازیم .

نام ترکی پسرانه با حرف (د) - دال

نام های ترکی پسرانه با حرف د :

در این مقاله برای شما ۱۵ سری مختلف نام های پسرانه در زبان ترکی را آماده کرده ایم. این ۱۵ قسمت دارای ۲۰ نام ترکی با معنی و زیبا می باشند.

قسمت یکم نام ترکی پسرانه با حرف د :

  1. دؤنر: (Dönər) چرخان. دوره. روزگار. برگشت خورنده. چرخنده. غسالخانه. سیلندر. توپ پارچه.
  2. دابار: (Dabar) حوضچه.
  3. دابارا: (Dabara) جشن. شکوه.
  4. دابال: (Dabal) کوتاه قد. کوتوله.
  5. دابان: (Daban) پاشنه. اساس. بُن. سینه. برگهای نزدیک به ریشه در توتون. فاحشه. آهن نیکو برای شمشیر سازی. مزرعه بدون سنگ و حاصلخیز.
  6. داباندا: (Dabanda) فوراً. در حال.
  7. داپاندی: (Dapandı) جشن پاییزی چوپانها.
  8. داخال: (Daxal) کلبهای از نی و جگن. اتاق میهمان.
  9. دادال: (Dadal) فهیم. حساس. با ذوق. احمق.
  10. دادان: (Dadan) معتاد. خو گرفته.
  11. دادای: (Daday) گودال در الک دولک.
  12. دادلی: (Dadlı) خوشمزه. لذیذ.
  13. دادیم: (Dadım) ذائقه. ادویه. غذا. ذوق.
  14. دارابا: (Daraba) پاراوان. تیغه دیوار چوبی. ظروف چوبی. هیکل. قوطی بزرگ برای نگهداری غله.
  15. دارات: (Darat) تصمیم. دسته. بسته.
  16. دارار: (Darar) قپان.
  17. داراش: (Daraş) فاصله. خیره سری. منازعه.
  18. داراشیل: (Daraşıl) گوشه گیر.
  19. دارال: (Daral) تنبل.
  20. دارام: (Daram) خیلی تنگ. سفت کشیده شدن. یک شانه گیسو. بشکه. قسمت. جزء. نوعی آلاچیق.

قسمت دوم اسامی ترکی پسرانه با حرف دال :

  1. داراما: (Darama) شانه زنی. راه راه.بشکه پر، بزرگ و گنده. جدول. چهارخانه. ویرایش.
  2. دارامات:(Daramat) خوراکی منزل.
  3. دارامان: (Daraman) کشاورز.
  4. داران: (Daran) لانه. گروه ماهیها. پهناور.
  5. دارانا: (Darana) رشوه.
  6. دارای: (Daray) ابریشم ظریف.فلاحت.
  7. داربان: (Darban) مغرور. متکبر.
  8. دارتا: (Darta) بی حیاء. بی صاحب. معده. پسوند.
  9. دارتار: (Dartar) پستچی. قاصد.
  10. دارتاش: (Dartaş) جدال. نبرد.
  11. دارتالا: (Dartala) فراوان. سرشار.
  12. دارتان: (Dartan) ترازو. ناقل.
  13. دارتای: (Dartay) وسیله کشیدن نفت از چاه.
  14. دارتیش: (Dartış) تشنج. کشش. زمان. مدت. مباحثه.
  15. دارتیم: (Dartım) میزان کشش. تنش. ریتم. آهنگ.
  16. دارتین: (جان)(Dartın) کرم. سوغات. تحفه. پوشش.
  17. داردار: (Dardar) پرحرف. لافزن.
  18. داردای: (Darday)سالخورده. گُنده.
  19. دارقات: (Darqat) ناظر.
  20. دارقان: (Darqan) آخرین روز زمستان. بچه ای که از شیر مادر سیر نشده. زندگی آرام. آهنگر. چاودار.

قسمت سوم :

  1. دارقیش: (Darqış) تیرکش. تیردان.
  2. دارقین: (Darqın) رنجور. خشمگین. پریشان. خجالتی.
  3. دارلین: (Darlın) منفعل.
  4. دارمال: (Darmal) مچاله شده.
  5. دارمیش: (Darmış) عروس.
  6. دارناو: (Darnav) جدول. آبراهه. ناودان.
  7. داروا: (Darva) خوراکیهای منزل.
  8. داریل: (Darıl) تحت فشار.
  9. دارین: (Darın) قابلیت. به زور.
  10. دازان: (Dazan) تپه بادگیر.
  11. داشار: (Daşar) جوشان. متلاطم.
  12. داشال: (Daşal) بسیار. فراوان.
  13. داشان: (Daşan) سرریز. عطا. بخشش. جوشان. لبریز.
  14. داش دمیر: (Daşdəmir) محکم.
  15. داشدی: (Daşdı) جوشان.
  16. داشقام: (Daşqam) خاک خشک وکلوخدار.
  17. داشقان: (Daşqan) جوشان. آتشین. چشمه.
  18. داشقیر: (Daşqır) غربال چشم درشت. سنگریزه داخل غله. خانه سنگی.
  19. داشقیل: (Daşqıl) زگیل. قلّه. کوه بلند. رشته کوه. کوه جنگلی.
  20. داشقین: (Daşqın) لبریز. پر. سرریز. طغیان کرده. پرهیجان. متلاطم. سیل.

قسمت چهارم نام ترکی پسرانه با حرف د :

  1. داشلی: (Daşlı) سنگلاخ. محکم.
  2. داشما: (Daşma) کته. دم پخت. طغیان. سرریز. لبریز. بثور. آشی که حلیم آن گرفته نشده است.
  3. داشنات: (Daşnat) قصد. خواسته.
  4. داشیت: (Daşıt) وسیله حمل و نقل.
  5. داشیتان: (Daşıtan) حمّال. ناقل.
  6. داشیر: (Daşır) خیک.صدای پای اسب.
  7. داشیل: (Daşıl) فسیل. مرصّع.
  8. داشیم: (Daşım) سرریز. حمل. بسیار.
  9. داشین: (Daşın) هدف.
  10. داشینار: (Daşınar) منقول.
  11. داغار: (Dağar) جنگ. کیسه چرمی. طغار. لاوک. گونی. جوال. کیسه بوکس. شکم گنده. ظرف سفالی دراز که در آن ماست ریزند. ظرف گلین که در آن آرد گندم و جو خمیر کنند. انبار آرد. شکم.
  12. داغازا: (Dağaza) بلند. تنومند.
  13. داغاشار: (Dağaşar) مقاوم. پاینده.
  14. داغال: (Dağal) متقلب. خسی که در چشم رفته باشد. لاف زن. خشن.
  15. داغام: (Dağam) ریزه نان یا طعام.
  16. داغان: (جان)(Dağan) نام نوعی پرنده است که دولاشا نیز گویند. سه پایه. متلاشی شده. درهم ریخته. ضعیف. ناتوان. باز شده. غارت.
  17. داغانا: (Dağana) پراکنده. مختلف.
  18. داغدان: (Dağdan) چوب تراشیده به شکل مستطیل با سه ضلع که برای رفع چشم زخم از آستانه درب آویزند.
  19. دالاب: (Dalap) سرخاب.
  20. دالابان: (Dalaban) گَزیده شده. زیبا.

قسمت پنجم نام ترکی با دال :

  1. دالات: (Dalat) استخر. برکه.
  2. دالار: (Dalar) گزنده. مطلق. کامل.
  3. دالاز: (Dalaz) باد شدید. شعله. قلب. اندوه.
  4. دالاس: (Dalas)شاخه نازک. مفتول.
  5. دالاش: (Dalaş) نزاع. برخورد.
  6. دالاشا: (Dalaşa) تراشه.
  7. دالاشمان: (Dalaşman) دلیر. دلاور.
  8. دالاغا: (Dalağa) گرز. چوب. دگنک.
  9. دالاغان: (گیا)(Dalağan) گزنه. خارشتر. غارتگر.
  10. دالاما: (گیا)(Dalama) گزنه.
  11. دالای: (Dalay) دریا. اقیانوس. قول بزرگ. بخت. مباحثه.قسمت. نصیب.
  12. دالایان: (Dalayan) گزنده.
  13. دالبار: (Dalbar) طناب رخت.
  14. دالباسا: (Dalbasa) لغو. آنکه نداند چه باید بکند و بیهوده تلاش کند.
  15. دالباسار: (Dalbasar) سرمه پنجره. پشتیبان.
  16. دالتا: (Dalta) قلم درودگران.
  17. دالدار: (Daldar) الیاف.
  18. دالداش: (Daldaş) گزینش.
  19. دالدالا: (Daldala) عقب عقب.
  20. دالدالان: (Daldalan) پشت سرهم.

قسمت ششم نام ترکی پسرانه :

  1. دالدام: (Daldam) خلوتکده.
  2. دالدای: (Dalday) پشت. حامی.
  3. دالغا: (Dalğa) موج. ارتعاش. اهتزاز. نوسان. خیزآب. صفحه دفتر.
  4. دالغان: (Dalğan) وامانده. سست. درمانده. پیچنده.
  5. دالغین: (Dalğın) مواج. متلاطم. متفکر. در فکر فرو رفته. حواس پرت. پریشان خاطر. آدم بیتفاوت.
  6. دالقان: (Dalqan) خمیر. آرد. جو کوبیده شده. محل ورود و خروج. صرع. غش. خسته. کوشا. کوفته.
  7. دالماز: (Dalmaz) خستگی ناپذیر.
  8. دالمان: (Dalman) پالتو. ضربه.
  9. دالوا: (Dalva) دیوانه. مفتون.
  10. دالیار: (Dalyar) ظرف سفالی گود.
  11. دالیش: (Dalış) غوطه وری. خلسه. تلاش.
  12. دالیمان: (Dalıman) برگزیده.
  13. دام داش: (Dam daş)دخمه و کوخ.
  14. دامادا: (Damada) رهبر. پیشوا.
  15. دامار: (Damar) رگ. زردپی و رگ و ریشه گوشت. ریشه. اصل. منبع. نهاد. نبض. رگه. خلق و خوی. غیرت. قسمت خام مانده پوست. مجمع. محفل. نوع.
  16. داماس: (Damas) امید.
  17. دامان: (Daman) ضلع. پاشنه. کرایه.
  18. داماندا: (Damanda) محتاج.
  19. دامبا: (Damba) بند. سدّ.
  20. دامجی: (Damcı) قطره. چکه.

قسمت هفتم :

  1. دامغا: (Damğa) مُهر. نشانه. علامت. آلت داغ زدن. تهمت. افتراء. داغ یا مهری که بر ران اسب یا چهارپایان دیگر می‌زدند. سنگ و کلوخ.
  2. دامقان: (Damqan) همواره چکنده.
  3. دامقیل: (Damqıl) خال. لکه. خالدار.
  4. داملا: (Damla) قطره. چکه. بیماری نقرس. چکیده.
  5. دامو: (Damu) جهنم.
  6. دامیر: (Damır) ریشه. پستان. عیب. رذالت. رگ. اصل. بن.
  7. دامیز: (Damız) قطره. مایه. برکت. چکیده. آخور گاو.
  8. دامیش: (Damış)تراوش.
  9. دامیل: (Damıl) استراحت. تنفس.
  10. دامیم: (Damım) قطره.
  11. دامین: (Damın) قطره. زیرین. دامن.
  12. دان: (Dan) سپیده. صبح. سپیده سحر. با ارزش. فوق العاده. زمان یا مکان دوشیده شدن حیوانات شیرده.
  13. داناپا: (Danapa) قاپ بزرگ.
  14. دانادا: (Danada) تله. دام.
  15. دانار: (Danar) دانه توأم با ساقه و برگ خشک گیاهان دانه دار. انکار کننده.
  16. داناس: (Danas) پشته خرمن.
  17. داناش: (Danaş) زن. دختر.
  18. داناوار: (Danavar) بر باد رفته.
  19. دانچا: (Dança) سپیده. سحر.
  20. داندا: (Danda) فردا.

قسمت هشتم نام ترکی پسرانه با حرف د :

  1. داندای: (Danday) لب. پهنه آسمان. کام.
  2. داندی: (Dandı) شیک. طناز.
  3. دانسارا: (Dansara) سرخی شفق.
  4. دانلا: (Danla) سپیده دم. فردا.
  5. داوان: (Davan) راه تنگ.
  6. داوانا: (Davana) آستانه.
  7. دایات: (Dayat) ریشه. سند.
  8. دایار: (Dayar) آماده.
  9. دایاق: (Dayaq) پشتیبان. شمع. تیر. پایه (درساختمان). پایگاه. اتکا. حائل. پشتگرم. پشتوانه. عصا.
  10. دایالی: (Dayalı) دایه دار. همیشه. مستند.
  11. دایالیش: (Dayalış) توقف. تعطیل.
  12. دایام: (Dayam) دوام.
  13. دایاما: (Dayama) تکیه دهی. سنگ برجسته کنار تنور. آغل گوسفند یا بز.
  14. دایانبا: (Dayanba) تکیه گاه.
  15. دایانتی: (Dayantı) توقف. صبر.
  16. دایاندار: (Dayandar) صبور. پایدار.
  17. دایانما: (Dayanma) توقف.
  18. دایانیش: (Dayanış) طرز ایستادن. یا قرار گرفتن. ایستادگی.
  19. دایانیم: (Dayanım) پایداری.
  20. دایسو: (Daysu) شاهزاده.

قسمت نهم اسم پسرانه با حرف د :

  1. دایقین: (Dayqın) عظمت. شوکت.
  2. دایلان: (Daylan) نیرومند. مشکل پسند. ساقه بلند و بدون شاخه.
  3. دایماز: (Daymaz) مقاوم. محکم.
  4. دایمای: (Daymay) همواره. همیشه.
  5. داینا: (Dayna) برادر. علامت تأکید. امین. مادر.
  6. دایناب: (Daynab) استناداً.
  7. درگل: (Dərgəl) در باغی که از ترکه بافته شده باشد.
  8. درگم: (Dərgəm) تصور. فرض.
  9. درگن: (Dərgən) انبوهه. مجموعه. آنکه همه به دور او جمع می‌شوند و از وی اطاعت می‌کنند. ارابه اسبی.
  10. درگیش: (Dərgiş) شرکت. سبد. کاروان.
  11. درگیل: (Dərgil) گلچین.
  12. درلم / درلن: (Dərləm)مجموعه.
  13. درمت: (Dərmət) کوچه.
  14. درمن: (Dərmən)معالجه.
  15. درنک: (Dərnək) انجمن. محفل.
  16. دریان: (Dəryan) سبد بزرگی که از ترکه درخت بافند.
  17. دریش: (Dəriş) بیرونی. چینش.
  18. دریل: (Dəril) بافته پراکنده و غیر فشرده.
  19. دریم: (Dərim) خوشهای که بعد از درو، در مزرعه بماند. برداشت. درو. جماعت.
  20. درین: (Dərin) گروه. گود. عمیق. همه جانبه. پیچیده.

قسمت دهم از نام ترکی پسرانه با حرف د :

  1. دمرن: (Dəmrən) آهن نوک تیز.دمیر: (Dəmir) آهن. سخت. استوار.
  2. دمیر گوجو: (Dəmir gücü) نیروی آهن.
  3. دمیرای: (Dəmiray) سالم چون آهن و زیبا چون ماه.
  4. دمیرتاش/دمیرداش: (Dəmirtaş) محکم.
  5. دمیرتای: (Dəmir tay) مانند آهن.
  6. دمیرل: (Dəmirəl) آهن پنجه.
  7. دنکتاش: (Dənktaş) همتا.
  8. دوبان: (Duban) منطقه. حوضه.
  9. دورا: (Dura) نقطه. دیوار. استقامت. پایداری. دارو. شهر. خانه. مسکن. آشکار. طرف زیرین ناخن اسب. سپر.
  10. دوراب: (Durab) معاون. دستیار.ته مانده. عصاره. دُرد.
  11. دورات: (Durat) تصمیم. ایستگاه.
  12. دوراس: (Duras) بلند. مرتفع.
  13. دوراسان: (Durasan) جاوید باشی.
  14. دوراش: (Duraş) استقرار. آرام.
  15. دورال: (Dural) زندگی. عمر.
  16. دورام: (Duram) مکث. توقف. پشتیبان. حامی. هدف.
  17. دورامان:(Duraman)نوجوان تنومند.
  18. دوران: (Duran) استوار. جاوید.
  19. دوراناق: (Duranaq) پشتیبان. حامی.
  20. دورای: (Duray) گوشه در طرح یا رسم.

قسمت یازدهم :

  1. دوربا: (Durba) لوله بخاری. دودکش کوره آجرپزی.
  2. دوربات: (Durbat) شکل. هیکل.
  3. دورباش: (Durbaş) قانون. قاعده. ثابت. متین. همین.
  4. دورباشان: (Durbaşan) مأمور.
  5. دورسات: (Dursat) ستون. تیرک.
  6. دورسون: (Dursun) جاوید باد.
  7. دورشاق: (Durşaq) جوانه. سبزه نو.
  8. دورقا: (Durqa) پرهیز. اخطار. منزل.
  9. دورقاب: (Durqab) قالب.
  10. دورقال: (Durqal) محیط. آسایش. قالب.
  11. دورقان: (Durqan) سالم. مقیم.
  12. دورقای: (Durqay) سالم. مقیم.
  13. دورقوت: (Durqut) سالم. مانا. مسکن. منزل. ابله.
  14. دورقون: (Durqun) راکد. ساکن. متوقف. انتهای روده بزرگ. انتهای مخرج چهارپایان.
  15. دورما: (Durma) توقف. ایستایی.
  16. دورمان: (Durman) زمانی. وقتی. آویزهای زینتی زین. قهرمان.
  17. دورموش: (Durmuş) پایدار. برخاسته.
  18. دوروت: (Durut) مسکن. زندگی.
  19. دوروش: (Duruş) طرز ایستادن. حالت. ژست. استواری. مقاومت. توقفگاه. ایستگاه. کردار. درگیری.
  20. دورول: (Durul) دولت. حضور. خویشاوند. بقاء. شفاف. عصاره. دُرد.

قسمت دوازدهم نام ترکی پسرانه با حرف د :

  1. دورولان: (Durulan) زلال شونده. زیستگاه.
  2. دوروم: (Durum) ایستادگی. وضع. وضعیت. حالت. پایداری. شرایط. غلظت در مایعات. دوام. ثبات. تاب تحمل. منزلگاه. استراحتگاه. ریگ. پاشنه در.
  3. دوزن: (Düzən) زمین صاف. دشت. سیستم. ترتیب. آکورد. حیله. کلک. نظم. بی ضرر.
  4. دوْغا: (Doğa) طبیعت.
  5. دوْغار: (Doğar) زاینده. بچه زا. صبح. سحر. گوسفند یا بز.
  6. دوْغالان: (Doğalan) مدوّر.
  7. دوْغان: (Doğan) باز. قوش. شاهین. (Falco) زاینده. آفریننده. سدّ. مانع. برادر. شجاع خصم افکن. خویشاوند. برادر یا خواهر.
  8. دوْغای: (Doğay) پیچ و خم رودخانه.
  9. دوْغرول: (Doğrul) راستی. درستی.
  10. دوْلات: (Dolat) تابه. ظرفی برای برگرداندن و پختن.
  11. دوْلاتار: (Dolatar) حجیم. درشت.
  12. دوْلادای: (Doladay) تپه. بلندی.
  13. دوْلار: (Dolar) تابستان. جنگ.
  14. دوْلاشان: (Dolaşan) پیچنده.
  15. دوْلام: (Dolam) به اندازه یکبار پیچیدن. حلقه. پیچ. تاب. محیط. اندازه طول در بافندگی برابر با ۸ متر.
  16. دوْلاما: (Dolama) پر پیچ و خم. مارپیچ. شرایط. پیچ در پیچ. پیچ. عقربک انگشتان. پیشبند کار. بند قنداق. شال یا تسمهای که دور کمر پیچند. نوعی دامن زنانه. نوعی غذا که برگ تاک و مانند آنها را بر گوشت قیمه پیچند. آماس انگشت. پیچ خوردگی (پا). مانور.
  17. دوْلامان: (Dolaman) نوعی قارچ خوراکی شبیه به سیب زمینی. بی انتها. بی سرو ته. کودن. فربه. لاله.
  18. دوْلان: (Dolan) بی همتا. جنگل انبوه. گرداب. دایره. هیزم. جهان. گیتی. پُر. کامل. جای نگهداری سگهای نگهبان. متین. چرخان.
  19. دوْلانا: (Dolana) آلوچه جنگلی.
  20. دوْلانات: (Dolanat) ابزار شکار ماهی.

قسمت سیزدهم از اسامی ترکی با حرف د :

  1. دوْلای: (Dolay) گروه. راه باریکه. راه پرپیچ و خم. غیر مستقیم. اطراف. حوزه. ناشنوا. سرشار. همه. شمول. عمومیت. دنیا. مردم. خرگوش. جهانگیر. قضا (نماز و روزه). مشورت. فتنه. فاسد. مَشک.
  2. دوْلبار: (Dolbar) تخمین. برآورد.
  3. دوْلدا: (Dolda) حصار. پناهگاه. جایی که آفتاب نبیند. حمایت. منقار. لبه کلاه. برآمده. باد کرده.
  4. دوْلدان: (Doldan) محلّی که آب از آنجا به روی پروانه آسیاب می‌ریزد و پروانه را می‌گرداند.
  5. دوْلقا: (Dolqa) کلاهخود. آهن گردی که محور ارابه در آن باشد. فایده. مفهوم.
  6. دوْلقام: (Dolqam) توانایی حل مسئله.
  7. دوْلقان: (Dolqan) پر. سرشار.
  8. دوْلقای: (Dolqay) اطراف. محیط. درد. رنج. زیگزاگی.
  9. دوْلقوم: (Dolqum) تلاطم. تموّج. سلاح. تجهیزات.
  10. دوْلقون: (Dolqun) غنی. سرشار. پرمضمون. همه جانبه. بلوغ. کمال. چاق. پر باد کرده. متأثر. گرفته. قهرآلود. اشک آلود (چشم). موج.
  11. دوْلمان: (Dolman) سرگشته. چاق.
  12. دوْلمای: (Dolmay) گرز. تخماق.
  13. دوْلوش: (Doluş) انباشتگی. آکندگی. شتر ماده سه ساله.
  14. دوْلون: (Dolun) ماه شب چهارده. بدر تمام. تمام. بینقص.
  15. دوْمال: (Domal) تپه. تل.
  16. دومان: (Duman) مه غلیظ. بخار. ابر. دود. گرد و غبار. غم و اندوه. غصه. کدر. مبهم. مه آلود.
  17. دومرول: (Dümrül) تیزی نوک تیر. پیکان. اندیشمند. آفریننده. آغازگر زندگی. گرداب. گردباد.
  18. دوْناتا: (Donata) پارچه منقش.
  19. دوْنار: (Donar) فصل زمستان. منجمد شونده.
  20. دوْنان: (جان)(Donan) کرّه اسب چهار ساله. لباس تازه. لباس پوشیده.

قسمت چهاردهم اسامی ترکی با حرف دال :

  1. دوْندار: (Dondar) جای سرپوشیده. جای ساکت. فعل امر به معنای «منجمدکن».
  2. دوْندورا: (Dondura) صحرای یخ زده. پیمانی. مقاطعه.
  3. دوْندورما: (Dondurma) بستنی. یخ زده. یخی. منجمد. هوای صاف و بسیار سرد. بتون. ماست گوسفند.
  4. دوْنقار: (Donqar) گوژ. برآمدگی پشت یا سینه. غوز. قوز. انحراف و کجی. حدبه. سرپایین.
  5. دوْنقال: (Donqal) لجوج. سمج. یخچال طبیعی. دارا. بسیار سالخورده. ثروتمند. ترکه باریک چوب.
  6. دوْنقور: (Donqur) کلاف. بهم چسبیده. بی شاخ. بی دم. کله شق. نفهم. دیرفهم. توله سگ. پشم زمخت.
  7. دوْنقون: (Donqun) سرشار. منجمد. خسوف. گرفته.
  8. دوْنمار: (Donmar) تیر شکار.
  9. دؤنمز: (Dönməz) استوار.
  10. دوْنول: (Donul) بلند. مرتفع.
  11. دووال: (Duval) خط دار. خراشیده.
  12. دویار: (Duyar) احساس.
  13. دویانا: (Duyana) علنی. آشکار.
  14. دویغون: (Duyğun) حساس. متأثر.
  15. دوْیلان: (Doylan) زیبا. کامل.
  16. دوْیلون: (Doylun) ارزشمند. شیک.
  17. دوْیول: (Doyul) کمک خرج. مدد معاش. تیول.
  18. دویوم: (Duyum) احساس. مکاشفه. ادراک. الهام. غنیمت.
  19. دوْیون: (Doyun) راهب. کافی. معتمد. سیری. خدا.
  20. دیبین: (Dibin) تماماً. کلاً. کاملاً.

قسمت پانزدهم :

  1. دیپچین: (Dipçin) کامروا. سالم.
  2. دیدیش: (Didiş) جدایی. کوشش. تحریک. نزاع.
  3. دیدیم: (Didim) تاج عروس. خراشیده. جسارت.
  4. دیدین: (جان)(Didin) زنبور وحشی. سعی.
  5. دیرمان: (Dırman) رنگ آبی تند. جن. دیو. مرز مزرعه.
  6. دیریت: (Dirit) بخش. قسمت. گندمی که سبوس آن گرفته شده.
  7. دیریش: (Diriş) غیرت.
  8. دیریل: (Dırıl) کنار درّه.
  9. دیریم: (Dirim) خون. زندگی. چوبهای دور آلاچیق.
  10. دیزیل: (Dizil) درجه.
  11. دیزیم / دیزین: (Dizim) رشته. ردیف. بسته. لیست. سیاهه.
  12. دیکش: (Dikəş)شاخه. بازو.
  13. دیکمن: (Dikmən) قله. ستیغ. دارای شاخ عمودی.
  14. دیلبان: (Dilban) مترجم.
  15. دیلداش: (Dildaş) همزبان.
  16. دیلمار: (Dilmar) خطیب. سخنگو.
  17. دیلمان / دیلمانج: (Dilman) مترجم. سخنگو. رابطه. میانجی. زبان آور. گستاخ در سخن گفتن.
  18. دیلن: (Dilən) خواستار. محبوب.
  19. دیلیز: (Diliz) جوانه.
  20. دیلیش: (Diliş) ایجاد شیار.
  21. دیلیم: (Dilim) قاچ. برش. قطاع در دایره. دندانه. مزغل.
  22. دیلین: (Dilin) قاچ. دندانه. خطوط و شِعب‌هایی بود که از اثر پای اسب و انسان در جاده‌ی زمین به هم رسد.
  23. دینلر: (Dinlər) مونس. همدم.
  24. دینلش: (Dinləş) سازش. استماع.
  25. دینیش: (Diniş) تخته کلفت. آسوده.
  26. دینیل: (Dinil) قاپی که بریده ونصف شده تا راحتتر بیفتد.
  27. دینیم: (Dinim) آرامش. توقف.
  28. زرداش: (Zərdaş) سنگ طلا.

نوشته نام ترکی پسرانه با حرف (د) – دال اولین بار در تی مدل - سایت تفریحی و گردشگری. پدیدار شد.

دانلود آهنگ زیها مثلث برمودا

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید زیها مثلث برمودا

در این ساعت از رسانه موزیکفا شنونده ♫ اهنگ جدید مثلث برمودا با صدای زیها به همراه تکست و بهترین کیفیت باشید ♫

Download Old Music BY : Ziha | Mosalase Bermoda With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

Ziha Mosalase Bermoda Music fa.com  دانلود آهنگ زیها مثلث برمودا

متن آهنگ مثلث برمودا زیها

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

Untitled 2 1 دانلود آهنگ زیها مثلث برمودا

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

زیها مثلث برمودا

به زودی…

دانلود آهنگ زیها مثلث برمودا

دانلود آهنگ پیربد حقه

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید پیربد حقه

در این ساعت برای شما کاربران گرامی ♫ دانلود اهنگ جدید و بسیار زیبای پیربد به نام حقه به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده کرده ایم ♫

Download New Music BY : Pirbod | Hoghe With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

Pirbod Hoghe Music fa.com  دانلود آهنگ پیربد حقه

متن آهنگ حقه پیربد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

Untitled 2 1 دانلود آهنگ پیربد حقه

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

پیربد حقه

به زودی..

دانلود آهنگ پیربد حقه

پاک، خاک

للباقی

هیچ دور نبود که لحظات آخر باشد؛ دکمه زده میشد و اگر نیرو بر استحکام ماده غلبه می کرد هزاران احتمال می رفت که در ذهن ما نمی گنجید. برای من اما حالات خاصی بود؛ " و کفی باأجل حارسا"
پاکم کن و خاکم کن!

للحق

دانلود آهنگ محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

در این ساعت برای شما عزیزان ♫ دانلود اهنگ شاید منو یادت نیاد به نام دلیل زندگیم با صدای محمدرضا هدایتی به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده کرده ایم ♫

شعر : خشایار مهرو | ملودی : راستین غفارمنش | تنظیم قطعه : امین واحدی

Download New Music BY : MohammadReza Hedayati | Dalile Zendegim With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

MohammadReza Hedayati Dalile Zendegim Music fa.com  دانلود آهنگ محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

متن آهنگ دلیل زندگیم محمدرضا هدایتی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شاید منو یادت نیاد؛ حدستو اشتباه نزن!
حق داری نشناسی آخه… خیلی موهام سفید شدن!
نه خسته میشم از غمت؛ نه سختی های روزگار
اگه یه روز دیدی منو؛ خستگیمو به روم نیار…

شعر : خشایار مهرو
دلیل زندگیم تویی منو هوایی میکنی!
خودتو دست کم نگیر؛ واسم خدایی میکنی!
دلیل زندگیم تویی؛ منو هوایی میکنی!
خودتو دست کم نگیر؛ واسم خدایی میکنی!
با تو جوون تر میشمو غصه ها خیلی دور میشن…

ملودی : راستین غفارمنش

Untitled 2 1 دانلود آهنگ محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم
عاشقا توی عاشقی؛ از هم پشیمون نمیشن
دستمو ول نکن؛ بهت گفته بودم که میمیرم!
سهم من از دنیا تویی؛ سهممو آخر میگیرم!
دلیل زندگیم تویی؛ منو هوایی میکنی!

تنظیم قطعه : امین واحدی
خودتو دست کم نگیر؛ واسم خدایی میکنی!
دلیل زندگیم تویی؛ منو هوایی میکنی!
خودتو دست کم نگیر؛ واسم خدایی میکنی!

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

دانلود آهنگ محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

دانلود آهنگ محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه دلیل زندگیم با صدای محمدرضا هدایتی با کیفیت 320 و 128 Exclusive Song: Mohammadreza Hedayati – Dalile Zendegim With Text And Direct Links In UpMusic ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───  قسمتی از متن : شاید منو یادت نیاد حدستو اشتباه نزن ♩♬♫ […]

دانلود آهنگ محمدرضا هدایتی دلیل زندگیم

دانلود آهنگ رامان روا خودمو خودت

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید رامان روا خودمو خودت

با ما باشید با ♫ دانلود اهنگ تا دیدمت دلم جوری رفت که همه رو من زدم کنار به نام خودمو خودت با صدای رامان روا به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعر و ملودی : حسین منتظری | تنظیم قطعه : ایمان تیموریان

Download New Music BY : Raman Rava | Khodamo Khodet With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

Raman Rava Khodamo Khodet Music fa.com  دانلود آهنگ رامان روا خودمو خودت

متن آهنگ خودمو خودت رامان روا

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

تا دیدمت دلم جوری رفت؛ که همه رو من زدم کنار
بستم باهات قول و قرار؛ عاشق خندت شدم!
میخواد دلم بگرده دورت! باشیم فقط خودمو خودت…
دیگه هرجا دور و برت؛ نباشه کسی به جز خودم
دیگه از دلم میکنم همه رو؛ تو اینجوری از کنار من نرو
جایی نری بی خبرو؛ تویی عشق اولو آخرو!

شعر و ملودی : حسین منتظری
از دست نمیدم اینجوری؛ من دیگه تو رو…
دیگه از دلم میکنم همه رو؛ تو اینجوری از کنار من نرو
جایی نری بی خبرو؛ تویی عشق اولو آخرو!
از دست نمیدم اینجوری؛ من دیگه تو رو…
خط بزن همه دور وریاتو! فقط میخام بمونم من با تو…

Untitled 2 1 دانلود آهنگ رامان روا خودمو خودت
دیگه نمیتونه؛ کسی بگیره جاتو !
فقط از خدا میخوام تورو، بس
فقط همینه همینی که هست!
تو شدی واسه من همه کس؛ عین نفس…
دیگه از دلم میکنم همه رو؛ تو اینجوری از کنار من نرو

تنظیم قطعه : ایمان تیموریان
جایی نری بی خبرو؛ تویی عشق اولو آخرو!
از دست نمیدم اینجوری؛ من دیگه تو رو…
دیگه از دلم میکنم همه رو؛ تو اینجوری از کنار من نرو
جایی نری بی خبرو؛ تویی عشق اولو آخرو!
از دست نمیدم اینجوری؛ من دیگه تو رو…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

رامان روا خودمو خودت

توضیحات تکمیلی رامان روا:

خدایا بازم به امید تو🙏❤
نفسا ‘موزيك #خودمو_خودت سومین آهنگ رسمی من با شعر و ملودی دوست خیلی خوبم حسين منتظری و با تنظيم ايمان تيموريان از همين حالا از سایتای معتبر و كانال تلگرام خودم میتونید دانلود کنید😍❤
منتظر پست و استوري هاتونم منو تگ كنين با افتخار لايك ميكنم نفسا خودمونی هارو تگ کنید و در آخر تشکر ویژه از تمام دوستان خوبم که تو ساخت این آهنگ کلی بهم انرژی دادن مرسی دیجی سونامی عزیزم و ممنون از هادی برهان و دوستان گروه تصویربرداریم که تگشون کردم بترکونید ❤

دانلود آهنگ رامان روا خودمو خودت