امنیت برای ولی خدا

للباقی

امروز جلسه ای داشتم با یکی از برادران حزب الله. فوق تخصص پزشکی بود و بسیار به مسائل بین المللی مسلط.
درباره مجمع و کارها و برنامه هایش توضیح دادم؛ خوب گوش داد و آخر سر با تواضع گفت: می توانم بپرسم هدف اصلی شما چیست؟! از تشکیل جبهه متحد گفتم تا امت واحده و ...  و بعد اضافه کردم! بخش مهمی از اهداف و سیاست گذاری ها را در اساس نامه آورده ایم که خدمتتان می فرستم. معلوم بود جواب سوالش را نگرفته است و این را خوب فهمیدم. با همان تواضع شروع کرد به صحبت کردن؛ گفت:
- " اوایل که ایران آمده بودم چند جا شروع به کار کردم اما سریع فهمیدم که کارهایشان هدفی ندارد؛ حتی بعضی هاشان مخلص بودند اما هدف نداشتند. به تجربه می گویم اگر کاری که می کنیم برای امام زمان و ظهورش نباشد هیچ فایده ای ندارد؛ کار بین المللی برای چه؟ ارتباط بین المللی برای چه؟ سفر بین المللی برای چه؟ اگر نتوانیم برای ظهور کاری کنیم کارمان بی فایده است."

حرفش، برایم حرف تازه ای نبود؛ این را می دانستم و به آن فکر می کردم اما آن چنان کلامش گرما داشت، که سردیم را به رخم کشید! امام زمانی که او می گفت و کاری که او برای ظهور در نظر داشت تومنی دو زار با آن چه من می گویم و  کاری که می کنم تفاوت داشت؛ به خاطر همین می توانستم حرف هایش را مزه مزه کنم و لذت ببرم.
حق با او بود که سنت خدا این نیست که با معجزه، ولی خودش را حفظ کند که اگر چنین بود امام حسین(ع) را نیز باید حفظ می کرد؛ سنت خدا این ست که مردمان به آن بلوغی برسند که زمینه حفظ ولی خدا را فراهم کنند و برای او امنیت ایجاد نمایند؛ وقتی ما نتوانیم در ایران و لبنان و عراق و یمن و سوریه و ... زمینه را برای امنیت ولی خدا آماده نماییم چگونه انتظار فرج داریم؟!
جلسه پرباری بود؛ خدا را شکر کردم که ولی خدا، چنین خوبانی دارد ... .

للحق 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *