دلنوشته های همسفران لژیون ۳ (تاریخ ۹۹/۱/۹)

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر در مورد اینکه گوش به فرمان راهنمای عزیزم بودم باید بگویم: موقعی  که من مریم وارد کنگره شدم هر سوالی که از خانم الهه می پرسیدم ایشون می گفتند که خودت حالت خیلی خرابه برو حال خودت را خوب کن و مسافرت را رها کن ولی من مریم گوش ندادم چون که خیلی در تاریکی ها فرو رفته بودم ونتیجه ی گوش نکردم این شد که مسافرم از کنگره  روز به روز فاصله گرفت ومقصر من بودم ودر جایی دیگر خانم الهه گفتند که حتما با مسافرت تماس بگیر ومن این کار را باتاخیر انجام دادم ونتیجه ی تاخیر این شد که مسافرم در جشن همسفر شرکت کرد ولی بخاطر اینکه همان لحظه که به خانم الهه چشم گفتم ولی در عمل انجام ندادم نتوانستم در جایگاه کنار مسافرم قرار بگیرم تا به من تبریک بگویید خوب در حقیقت من بال پرواز نبودم که بخواهد به من تبریک بگوید امیدوارم بتوانم همسفر خوبی بشوم با آموزش‌های ناب آقای مهندس وراهنمای عزیزم خانم الهه جان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *