سال ۱۳۹۸ … !

سلام امروز 29 اسفندماه سال 1398 است اکنون که در حال نوشتن هول هولکی این موضوع برای وبلاگ می باشم ساعت 19:30 می باشد و کمتر از 12 ساعت تا لحظه ی تحویل سال باقی مانده، اعتراف می‌کنم که نوشتن برایم سخت تر شده و نوشته هایم دچار بی نظمی شده، تایم کاری فرصت مطالعه ی آزاد و وبلاگ نویسی را از من گرفته، این ها را نگفتم که کم کاری ها را توجیه و شما را قانع کنم، کسانی که بیشتر مرا می شناسند می دانند که خیلی به دنبال کامنت‌ ها یا لایک های زیاد نبوده ام، زیبایی این وبلاگ به خلوتی و دنج بودن آن است، بگذریم ... در سالى كه گذشت، حال هیچكداممان خوب نبود ... برای من هم فقط کار بود و کار، بدون دلخوشی، از وضعیت کاری ناراضی نیستم و معتقدم که انسان مدام باید مشغول کار باشد و سازندگی کند و مهمتراز آن این است که انسان باید به درد بخور باشد، وگرنه از درون پوک می شود ... ولی با این حال دلم کمی تفاوت می خواهد، کمی پرزدن در حوالی رویاهای مچاله شده، کمی آرامش و خلوت در کلبه ای چوبی، کمی موسیقی بی کلام، کمی شعر، کمی حال و هوای خوب برای سرزمینم، کمی خنده از ته دل و ... بهار امسال هم با کرونا و قرنطینه در حال شروع شدن است، حس می کنم سال 99 سال خاص و عجیبی باشد ... چند ساعت پیش خیلی اتفاقی در اپلیکیشن بادصبا تاریخ 29 اسفندماه سال 99 را نگاه می کردم، به این فکر می کردم که یک سال بعد در همین روز و همین ساعت حال دلم چطور خواهد بود! انسان خرافاتی نیستم ولی با بررسی سال های گذشته به این نتیجه رسیده ام که سال های فرد برای من خوش یوم تر از سال های زوج هستند، امیدوارم سال 99 هم اینگونه باشد.

ما برای مرگ، برای زندگی‌ و عمری که گذراندیم، برای هر روز‌ صبح و هر راهی که پیش گرفتیم، برای هر زخم یا شکستی که متحمل شده ایم باید دلیلی داشته باشیم یک دلیل محکم، زیرا هر آدمی، چیزی برای از (دست ندادن) دارد، ساز برای ما تنها یک ساز است اما برای نوازنده، تمام معنای زندگی ست، گاهی در خود فرو می روم و به رفتن هایی که نمی شود جلویشان ایستاد فکر می کنم، به مرز باریک مرگ و زندگی ... و من همچنان با امید به روزهای بهتر زندگی، زندگی می کنم ...


http://s7.picofile.com/file/8391470084/1398.jpg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *