#سیاه_نمایی/۷ ما اینیم!

 #سیاه_نمایی/7  

ما اینیم!

گفت: سرانجام ماه های محرم و صفر یعنی ایّام سوگواری و غم و غُصّه گذشت و ماه ربیع،یعنی بهار شادی و شادمانی فرارسید.حلول ماه ربیع الاول را تبریک می گویم.

گفتم: ممنونم. من هم متقابلاً به تو تبریک می گویم. حالا یک سوال!

گفت: بفرما!

گفتم: بنابراین از این پس دیگر بهانه ای برای غم و غصّه خوردن نداریم؟

گفت: مگر ما می توانیم در این جا زندگی کنیم و غم و غصّه و نگرانی نداشته باشیم؟

گفتم: دیگر چه غصّه و غمی داریم؟

گفت: پس غم و غصّه و نگرانی درباره گرانی،فساد و اختلاس و...را چه کسانی باید بخورند؟

گفتم: پس چرا اسم این ماه را بهار شادی می گذاری؟

گفت: آفرین بر تو! خوب سوالی پرسیدی! فرق آن دو ماه با این ماه این است که غصّه خوردن و سوگواری آن دو ماه مقدّس بود و نمی شد تلخی آن را با قندِ شوخی و لطیفه،شیرین کرد؛ ولی دربارۀ اختلاس و فساد و گرانی تا بخواهی می توانیم لطیفه و شوخی تولید کنیم که همۀ غم ها از یادمان برود!

مثلا زمانی می گفتیم می خواهیم ژاپن و سویس شویم! حالا می گوییم بروید خدا را شکر کنید که یمن و سوریه و افغانستان نشدیم!

اگر قیمت دلار و گوشت و ...چهار برابر شد،می گوییم خدا را شکر کنید که هشت برابر نشد!

اگر سه هزار میلیارد اختلاس کردند،می گوییم خدا را شکر که شش هزار میلیارد ندزدیدند!

می گویند در ایستگاه اتوبوسِ واحد تعداد زیادی مسافر شهری صف کشیده بودند.وقتی اتوبوس خالی در ایستگاه توقف کرد،نفر اول فوراً سوار شد و محکم چسبید به میلۀ وسط اتوبوس ! 

مسافران بعدی متعجّبانه به او گفتند: این همه صندلی خالی هست.بیا بنشین!

مسافر اولی پاسخ داد: یک ربع دیگر اتوبوس به قدری پر می شود که این میله هم گیرتان نمی آید!!

ما اینیم!!

گفتم: باز هم #سیاه_نمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

کانال رسمی تلگرام گاه گویه های مطهر

  https://t.me/amotahar


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *