نشاط “اشتباهی” با زد وبندهای سیاسی


                                نشاط "اشتباهی" با زد وبندهای سیاسی
  محضر  همشهریان و جوانان مطالبه گر  و بویژه مدیران پرسشگر " گروه   کنگان محور توسعه ی استان بوشهر"   وسایر گروههای مطالبه گر  کنگان عزیز دوستان  محترمی که انتظار دارید صادقانه بار دیگر دست نوشته پر درد ورنج حقیر را بخوانند، عرض سلام و ارادت دارم : زحماتتنان را ارج می گزارم و تلاش های بی ریا و صمیمانه تان را با تک تک سلولهای جان و بند بند ندای روحیه بلندتان وصفای صادقانه تان،  شایسته تقدیر میدانم .  لذا در قبال شما مسئولیت دارم تا بدون سانسور و پنهانکاری عرض نمایم ... از  وقتی بسیاری از مشکلات را  بخصوص در قالب این گروه دنبال کردید و به عمق وته چرایی عدم پاسخگویی برخی مدیران می رسیم دلیلش را باژگونه  اینطور بیان می کنند : نماینده حامی اوست ... ما هم فعلاً نمی توانیم کاری کنیم  ... مدیر ی  که به نماینده آویزان می شود وبالعکس ! پاسخگوی مردم نخواهدبود!  یا  از مرکز می گویند اگر نماینده تان 50 درصد وقت  و دغدغه ی که برای انتخابات پیش رو دارد برای ساماندهی اشتغال اختصاص میداد اکنون کسی در میان شما بیکار نبود !؟
اما بطرق گوناگون  میدان نشاط اجتماعی فعال می شود و سیل هدایا و لوح های تقدیر و قاب های تحسین بین نشاط گران حاضر توزیع می شود!
دوستان عزیزم!  اگر چه  ادامه ی پرسشگری لازم وارزشمند است هزینه های متفاوت و پشتکار زیادی می خواهد اما دانسته ی دنباله ی ماجرا همان است که گفتم ... علیرغمی که در کنار آن آن، "توطئه "علیه توسعه پایدار واقعی درشهرمان  نیز گوشه ی از ماجراست ؟ اما به هرحال باید امیدواربود و کار را باید ادامه داد وفراز ونشیب ها را تا رسیدن به هدف پشت سر گذاشت ، بخصوص که تا 2 اسفند اتفاقات زیادی می افتد که بخش زیاد و مهمتر آن مربوط به نقش آفرینی شما خواهد بود لذا در این قسمت تحلیل وبرداشت هایی که تا این لحظه بوقع پیوسته یا درشرف وقوع است را برایتان بازگو خواهم کرد:
با بروز اتفاقات جدید و نقل وانتقالات  مدیریتی در صفحه های روزشمار انتخابات مجلس  یازدهم ، بنظر می رسد باید پیگیر مطالعه و مطالبه عوارض سیاسی بیش تر وجدی تر از عوارض آلایندگی بود. خشکسالی مالی( 95- 96-97 ) وبرگشت برخی اعتبارات در آن سالها که علل و عوامل آن از سوی  نماینده معرفی ومطرح  نشد؟ اکنون با ترسالی خیالی 98 روبرو  شدیم و خلاء میدانی قحط الرجال با نقش سلسه ی ترجیع بند دوم اسفند 98 ترکیبی دوباره می یابد....
نماینده ی که باید حتی پیش از این فهرست مطالبات مردم کف جامعه و حقوق ضایع شده جوانان  بومی را در عرصه های مختلف و مخصوصاً حوزه ی اشتغال تهیه  ودنبال می کرد، ازمدتی قبل، لیست مهره چینی  و توجیه  نصب وانتصاب و بازسازی دوستاد مشترک و تدارک پیشران انتخاباتی از بقایای متقاضیان پست در صف مانده،  برجسته سازی آمار و ارقام  اجرایی دولت در عناوین  رنگرزی تبلیغاتی را که هرکدام مبحث کارشناسی اختصاصی خود می طلبد را موضوع اولویت اهتمام در وقت محدود نمایندگی خویش قرار داده است!
"تاگور  "شاعر وفیلسوف نامدار هندی در عینیت بخشی به سوالات ساده، اما بی پاسخ، بنوعی از الهه ی پاسخگوئی هندوها یعنی "برهما"حکایتی جالب نقل کرده است :
 بُزی نزد "برهما ‏" رفت و از او پرسید چرا شما  ما  را مانند بسیاری از حیوانات  دیگر که توسط انسان و یاسایرحیوانات درند خورده نمی شوند نیافریدی؟ چرا ما را درقالب یک فیل یا یک زرافه  بوجود نیاوردید ؟ یا حتی  ما نند یک کرم  که میان  برگ درختان ناپدید می شود؟ یا؟خلق نکردی ؟
اما "برهما" پاسخی نمی دهد!
 " بُز" دوباره به "برهما "کرده می گوید: من می بینم که این سوال حتی برای  الهه ی بزرگی مانند شما نیز دشوار است .. پس چرا من را  به الهه ی کوچک تبدیل نمی کنی ؟ تا انسانها و حیوانات  دیگر مرا  نخورند؟! ..  و مرگ زود رس مرا به زانو درنیاورد ؟!
 بازهم "برهما" پاسخ نمی دهد!
 بُز بار دیگر از "برهما" پیش خود او  گلایه می کند: اگر این سوال برایتان دشوار است، پس جواب آن مشکل تر باید باشد.  حالا اگر سوالات حیوان ضعیفی مانند من  برای الهه ی بزرگی مثل تو  سخت باشد، چه باید بکنم، بگو پیش کی بروم؟ چه  جوابی به حیوانات  اهلی و خانگی که به آنها گفتم، شما قادر خواهید بود به این سؤالات پاسخ دهید. آنها منتظر پاسخ قطعی من ازسوی شما هستند ، آنها منتظر پاسخ نجات از مرگ  هستند. آنها نمی دانند چرا باید به جای دیگر حیوانات بمیرند و طعمه  و غذا ی دیگران باشند تا آنها از  شکمی سیربتوانند بخوابند.ومن ناچارم بسوی همتایان "مصرفی" خود بازگردم  و واقعیت موجود را از سکوت تان در قبال مرگ تدریجی و نوبتی مان را ساده تر از پاسخ  دادن به سوالم می بینید به ایشان بازگویم .
در اینجا بود که "برهما "دست خود را روی سر بُز گذاشت و فقط بااشاره او گفت: « دهانم پر از آب است!
به این معنی است که  الهه ی پاسخگوئی در دهانش آب قرار داده که به آن نیاز داشته و خواسته یا ناخواسته آن را دوست دارد!  بنابراین  قادربه پاسخ گفتن نیست و یا او باید منتظر بماند تا آب را فرو برده یا به بیرون از دهان پرت کند تا بتواند که به او پاسخ دهد. یا اینکه او  پاسخ را نمی داند .. بخصوص که  از او سوالات بی پاسخ فراوان و خواسته های بسیاری اینچنینی شده است، زیرا که او از پاسخ دادن عاجز و از سوال شنیدن خسته شده است!
خانم نماینده ! مردم را چه دیده ای  که در موقعیت پاسخگوئی و اطلاع رسانی از عملکرد برآمده اید باید بگویم که کارکرد تان در  تک تک بند های شرح وظایف تان را باید بصورت مستند ارائه نمائید . و از این ارقام بی سابقه  ی دولتی در میان ضخامت تورم ، تراکم طرح های زیرساختی برزمین مانده سوزنی در انبار کاه است ... و از سوئی مثل این است که دولت افزایش حقوق کارکنانش را امسال نسبت به گذشتته بی سابقه نمایش دهد ؟!
یادش بخیر" مرحوم حاجیانی" نماینده دوره پنجم وششم  ما که نقل کرد: استاندار وقت مرا به صورت اورژانسی  به دفتر کارش دعوت کرد : "برخی دراستان فارس قصد دارند بخشی از استان را  ضمیمه ی شهرهای جنوبی خودشان کنند" ...
این نماینده مردم توانست هم روبروی رئیس جمهور و هم وزیر کشور و هم روبروی چند نماینده فارس قدعلم کند البته  با فراخوان بموقع مردم و کمک نخبگان استان موفق شد تا از حقوق شهروندانش دفاع کند و بعد ازاین وی حتی در مدیریت اشتغال پارس جنوبی هم در دفاع از مطالبات کارگری که درمقابل صاحبان ثروت ایستادگی کرد مجبور به بازنشستگی زودهنگام شد ...( این بی سابقه است ونه ....)
سالها گذشت اصحاب سلطه طلبی برخلیج فارس به فکر توسعه طلبی  با سر ریز منافع این مردم افتاده اند اینبار با عوارض آلایندگی که از جلسه ی در "مُهر" کلید می خورد در حالیکه (اصل  آلایندگی  متوجه دریا وساحل  و هوای سنگینی است که در حومه ی پیرامونی خیمه زده است  که راه کوه کتل را بلد نیست و از آن طرف بلندیهای سربفلک کشیده تاوانی را بپردازد که هرجور بدون اعمال زور و شانتاژحسابش کنیم  نمی تواند تابع مصوبات خودساخته  و محو لابی  خود پرداخته باشد)   از اینسو  هم حتی اگر  پکیج در هوا نحوه ی توزیعش در باغی از شهرستان همجوار سر وصدایش متصاعد شود و شکل تقسیم پست ها و اعتبارات با مقایسه سهم برابری" رای " با هرپست در مرکز استان برنامه ریزی  گردد  که بشکلی بزرگترین دهن کجی به کنگان  مزکز حوزه انتخابیه بشمار آمده است ... ما دیگر هر چه بگوئیم "بزگوئی" کرده ایم زیرا که  الهه ی پاسخگویی ، جوابی ندارد ؟!... ایشان تنها مشاورینی دارد که بگویند با که بساز و با که نساز!  و  چگونه ژست بگیر وچگونه لبخند بزن! چه بپوش و چه برای این اندک وقت باقیمانده بگو  و... ! و دیگرهیچ !
مخاطبین ارجمند تا بعد از انتخابات ... این نوشتار را نگه دارید که اگر با نظر شما درست درآمد که حرف حقی بود که بموقع گفته شده است  و اگر غیرازاین بود و به قول و وعده ها و شرح وظایف بصورتی راستین عمل شد که محال است ،ما نیز خواسته ی جز این نداریم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *