قایم

امروز با دخترم دعوا م شد. سر چیش بماند. مامان ش هم خونه مادر زنم بود. گفت من خودم می رم خونه مادر جون. گفتم وایمیسی می برمت. بری کشتمت .

داشتم کار خونه می کردم که یهو در بست و رفت. مشغول کارم شدم و چند دقیقه بعد که امدم نگاه کردم دیدم نیست.

به مامان ش زنگ زدم که رسیده گفت نه. کارم که تموم شد ، پسرک هم پاشد بره خونه مادرجانش.


گفتم با دوچرخه برو عسل رو هم تو راه ببینی. رفت .


چند دقیقه بعد رو ایفون به مامان ش زنگ زدم و گفتم بگو پسرک بره کمی بچرخه دنبال خواهرش تا منم برم.


که یهو دیدم دخترم از تو توالت خونه خارج شد. توالت نزدیک در خروجی است. و اون ما رو رنگ کرده بود.

الان هم که شنیده بود داداشش می خواد بره بچرخه.، دلش سوخته بود

عوضی



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *