غزل شماره ۳۴۹ حافظ: دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

غزل شماره ۳۴۹ حافظ یکی از غزل‌هایی است که شاعر با هدف نزدیک شدن به شاه شجاع و برگرداندن آب رفته از جوی سروده است. در بیت اول گویی حافظ در شب هجران با خودش حرف می‌زند و یک گفتگوی درونی با تضاد دارد. ابتدا می‌گوید دیگر به او فکر نخواهم کرد و طرف دیگر ذهنش می‌گوید زنجیری بیاورید تا این مجنون را به بند بکشم و سرجایش نشانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *