آدم و جامعه عقیم

للباقی

جامعه عقیم و آدم های عقیم؛ آدم هایی که چشم شان را از اطرافشان بسته اند و گوش و زبان و فکرشان نه به سیاست کار دارد نه به فرهنگ و اجتماع و مذهب جامعه؛ رسماً چنین آدم هایی و جامعه چنین آدم هایی، عقیم است.
یکی از وجه های مهم کار تشکیلاتی همین ست که آدمی را از عقیم بودن می رهاند؛ در بستر یک کار (که حتی عده ای آن را چندان موثر ندانند!) تو را نسبت به جامعه، آگاه می کند و وادارت می کند به کنش گری. 
چه بسا عده زیادی که در زمانی چنین خودآگاهی و جامعه آگاهی و کنش گری داشتند اما روزمرگی زندگی، به صورت غیر ارادی و یا حتی به صورت ارادی و با بهانه هایی مثل گذر از سطح به عمق! عقیم شده اند. 
برای عده ای آدم های عقیم و به تبع آن جامعه عقیم مطلوب تر ست اما برای ما چنین زندگی ای، رسماً حیوانی ست ... .

للحق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *