الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِک

للباقی

 

از شرم سرم پایین ست و هق هق کنان گریه می کنم و اشک مثل رودی خروشان، همه پهنای صورتم را می گیرد. هرچه تو محبت می کنی من آرام نمی شوم؛ گویی محبت هایت بیشتر دلم را آتش می زند و دردم را بیشتر می کند؛ انگار نه انگار من طلب عفو داشتم و انگار نه انگار که تو مرا می بخشی.

عفو ت مرا هوایی کرده ست؛ عفو ی که از کرم ست یا کریم!

وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِك

و از تو عفو و بخشش مى ‏طلبم كه عفو وصف كرم توست

 

"آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند"

 

 

  للحق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *