تصمیم گیری ق ۱

می دانیم که هریک از ما حداقل دو قوه قدرتمند و توانمند در تصمیم گیری و کنترل رفتار داریم

قوه عقلی و قوه احساسی

یعنی استدلالات عقلی و استدلالات احساسی


حالا هر اتفاقی که برای ما می افته، کدوم قوه سریعتر تصمیم می گیره ، قوه احساسات.

در برابر هرچیزی اولین واکنش بر اساس کدوم قوه است؟ قوه احساسات.

پس قوه استدلالات چه غلطی می کنه؟ توجیه کارهایی که قوه احساسات کرده.

چرا؟ چون بهش یاد ندادیم ازش مستقل باشه.

بزار مثال بزنم :

فرض کنید یه جوجه رو از بچگی بزرگ کردید و الان مرغ شده. آیا میشه سرش رو برید و خورد؟

اگه بگید نه . بخاطر تصمیم‌گیری قوه احساستون است که مرغه رو دوست دارید.‌هر استدلالی هم بکنید بخاطر توجیه اون استدلال احساسی است.

آیا با پرچم کشور که کهنه شده میشه زمین رو شست؟

اینم همینطور و .... .


یعنی قوه استدلال در ما عموما توجیه گر و سخنگوی قوه احساسات ما است و رئیس اون نیست. بلکه رئیس قوه احساسات است.

حالا این قوه احساسات و استدلالات احساسی چگونه بوجود آمده است؟

از روز نخست و با توجه به آموخته و اتفاقاتی کرد از اول زندگی تا لحظه حال بوجود آمده است.

لذا شما وقتی از بچگی در یک خانواده مذهبی مسلمان به دنیا آمده ای.‌خود بخود مسلمانی و ارزشهای مسلمانان را داری. گوشت سگ از نظر تو خوردنی نیست. حالا اگه بگن چرا؟ سریع می گی مریضی می آره. آیا دلیلی داری؟ مطالعه کردی؟معلومه که نه.

حتی اگه بگن خیلی هم گوشت خوشمزه و سالمی است. باز هم چندشت میشه. چون احساساتت حسش اینه.


به عنوان مثال احساس مثل قبل می بینه و عقل مثل فیلبان.

ولی عموما فیل راه می بره و نه فیلبان.


و شما وقتی در یک موضوع مذهبی و سیاسی با کسی بحث می کنید، فیلبانها باهم بحث می کنند در حالیکه رئیس اصلی فیلها هستند. لذا نمی تونند هم رو قانع کنند. چیزی که همه به تجربه می دانیم.






ادامه در قسمت بعد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *