گزارش متنی خودم از کنسرت رضا گلزارمون در سانس اول روز ششم تیرماه سال ۹۸

گزارش متنی خودم از کنسرت رضا گلزارمون 
در سانس اول روز ششم تیرماه سال 98

سلام به همه دوستان عزیزم. میخام یه گزارش خیلی صمیمانه و خیلی دوستانه از کنسرت دیشب ششم تیرماه واسه عزیزانی که نتونستن کنسرت تهران بیان بنویسم. جایه همه این عزیزان خیلی خالی بود. رضا گلزارمون و بندشون سنگ تموم گذاشتن واسه کنسرت و خیلی خیلی زحمت کشیده بودن واسه کنسرت. قبل از اینکه گزارشو بخونین از رضامون و بندشون خیلی ممنونم کنسرت خیلی عالی و پرافتخار و با سربلندی برگزار شد و خاطره شبی خوشی بود برای تهرانیا و البته خیلی از عزیزانی که از شهرهایه دیگه برای کنسرت اومده بودن.
من سانسه اول بودم. وقتی رسیدم نمایشگاه از پارکینگ که رد شدم دیدم ماشینهای روبازی رو نمایشگاه برای اولین بار گذاشتن واسه تردد مردم که تا سالن میلاد مردمو به رایگان میرسوندن. این ماشینها ظرفیت حدود پونزده نفرو داشتن و شبیه ماشینهای زمینهای گلف بودن که بهشون ماشین نفربر برقی میگن. سوار شدیم و تا رسیدیم جلوی سالن میلاد اول از همه چشمم به ماشینهای خوشگل و اسپشیال گروه ریزار افتاد که جلوی سالن میلاد پارک شده بودن و همه باهاشون سلفی میگرفتن. منم سلفیهامو گرفتم و بعد رفتم تو صف چک بلیط و چک کردن کیف و حجاب خانمها. اینکه تموم شد با آسانسورهای سالن میلاد رفتم طبقه سالن کنسرت.
امسال برعکس کنسرتهای گذشته هیچ خبری از بنر بزرگ عکس رضامون و تبلیغ کنسرت اینا نبود. سالن ورودی کنسرت عینه شهربازی شده بود و برای سرگرم کردن مردم بازیه دارت الکترونیکی چند تا دستگاه گذاشته بود و غرفه فروش عینک و دسته شبرنگ برای مردم گذاشته بودن!!!! که من اصن خوشم نیومد. کنسرت ریزار باید بنر عکس رضامون و تبلیغ کنسرت باشه نه شهربازی!!!!
بعد رفتم تو سالن و جامو پیدا کردم. چند تا سلفی هم با استیج و مانیتور بزرگ سالن که روش نام عزیز محمدرضا گلزارمون نوشته بود عکس گرفتم. بعد که چراغهای سالن خاموش شد جیغ و فریاد مردم قطع نمیشد. طبق معمول همیشه کنسرتهای ریزار روی مانیتور بزرگ سالن فیلمهای رضامون رو نمایش دادن که هر کدومش با فریادهای بی امان طرفداران همراه بود. به دلیل اینکه اسپانسر این دفعه کنسرت، تهیه کننده های مسابقه برنده باش بودن حدود نیم ساعت قسمتهای متعددی از برنده باش که خیلی کمدی و جذاب بودن با اجرای دوست داشتنیه رضامون رو نمایش دادن.
ساعت هشت و نیم اول تیم ریزار و نوازنده های بند ریزار اومدن رو سن که طفلیا انگار هول بودن چون جلوی مردم نایستادن و هر کدومشون تند تند رفتن سره جاهاشون و بعد شمارشگر معکوس مانیتور روشن شد و به صفر که رسید آهنگ چطوری دیوونه رو شروع کردن و بعد جناب جورج مایکل وارد سالن شدن!!!!
چرا جورج مایکل؟ رضامون دور از جونشون دقیقن شبیه جورج مایکل لباس پوشیده بودن. تیپشون سر تا پا جین آبیه روشن با تیشرت زرد و موهاشونم بلوند کرده بودن و اولش اومدن رو سن عینکم داشتن دیگه دقیقن جورج مایکلی شده بودن و براتون نگم از جیغهایی که من زدم و مردم زدن!!!!
بعد از اهنگه اول رضامون با مردم سلام علیک و احوالپرسی کردن. سره آهنگه باور کن دنیامی خاطره جالبی از ایده ساخت آهنگ رو تعریف کردن. میگفتن همسایه شون یه روز صبه زود آهنگ دنیا دیگه مثه تو نداره رو میزارن که رضامون از خاب بیدار میشن و اول دلخور از صدای بلند آهنگ همسایه میشن ولی بعد از این اهنگ خوششون میاد و  ایده ساخت ترانه باور کن دنیامی میشه تا اینکه چند سال بعد هم با بنیامین فیلم سلام بمبعی رو بازی میکنن و البته مهمانی که با این اهنگ معرفی کردن بنیامین بودن که در سالن بودن با همسرشون و مردم خیلی تشویقش کردن. 
خاطره دومی هم که تعریف کردن تکراری بود البته همون خاطره خابیدنشون تو پرواز ترکیش ایرلاین بود که اول صندلیشون اشتباه شده بود بعدشم در طول پرواز خابیدنشون و آهنگ خوندشون تو خاب بود که کلن پروازو بهم ریخته بودن!!!!
بزارین مهمانانشونم بگم. آقای علی صادقی- آقای مهدی جهانی- یه آقایی بودن که شرمندشونم اسمشون یادم نمیاد ولی نماینده از طرف اسپانسر بودن- بنیامین و همسرشونم که گفتم - حامد برادران هم بعده اهنگه اول رضامون اعلام کرد که تو سالن هستش - قهرمان بوکس ایران هم تو سالن بودن - آقای سهیل که دوست صمیمی رضامون هستن - چند تا دیگه از دوستان خیلی صمیمی رضامون هم بودن تو سانسه اول که بخدا اسامیشون یادم نمونده!!!! شرمندشونم که اسامیشون یادم نیست. اخه من به خاطر رضا جون کنسرت میرم نه به خاطر مهمونها که دونه دونه مهموناشون اسماشون یادم بمونه.
اسامی اهنگام بگم براتون: چطوری دیوونه - باور کن دنیامی - بهت عادت کردم - بگو آره - لعنتی - از تو چه پنهوون - روز برفی - تو که نیستی که رضامون لایو گرفتن گذاشتن اینستاشون - بهم خیلی بد کردی - بارون - عشق قدیمی و بازی دادی.
یک گله بزرگ هم دارم از طرفداران خردسال!!!! رضامون سره خاطره تعریف کردنشون (خاطره دوم) از مردم خاستن که ساکت باشن تا خاطرشونو تعریف کنن. نمیدونم چرا چند تا طرفدار خردسال هیچ احترامی قایل نشدن و مرتب وسطه صحبتهای رضامون جیغ میزدن که یه بار رضامون به شوخی گفتن چوب منو بیارین و دفعه دوم دیگه عصبانی شدن و خیلی تند گفتن عزیزه من به بقیه احترام بزارین! که یهو سالن شد و بعد خوده رضامون گفت الکی گفتم که جو سالن بهم نریزه و همه خندیدن. من نمیدونم چرا بعضیا احترامی برای رضامون قایل نیستن. وقتی دارن صحبت میکنن وسطه صحبتهاشون پریدن و جیغ زدن و عاشقتم و فدات بشم گفتن جز اینکه اوقاته رضامونو تلخ کنه و مردم رو ناراحت کنه و بی احترامی به خوده رضامون بشه چه فایده ای داره!!!! 
یه قسمت بد و ناراحت کننده گفتم حالا خوبشم بگم که رضامون گفتن من دو سوم حاضرین تو سالن رو به اسم کوچیکشون میشناسم شماها همتون خانواده من هستین.
اینم بگم برای اذان چند دیقه کنسرت متوقف شد و رضامون به بک استیج رفتن.
دیگه فکر کنم همه چیو تعریف کردم از سانس اول. اینو نگفتم که نوازنده های گروه رو معرفی کردن و مردم خیلی تشویقشون کردن.
باز یه اتفاقه خنده دار دیگم یادم اومد اینکه طرفداران میخاستن با رضامون عکس بگیرن و حدود بیست سی نفر با هم پاشده بودن برن جلوی سن که رضامون گفت نه برین بشینین هنوز هشت تا آهنگه دیگه میخام براتون بخونم کنسرت تموم نشده.
گیتار زدنه رضامونم بگم که همون اهنگه پارسال که گیتار زدن رو امسالم بازم واسمون گیتار زدن. این اهنگ رو توی کانال IGTV صفحه اینستاگرام رضامون میتونین ببینین.
دیگه ببخشین به خوبیه خودتون. خیلی پراکنده شد گزارشم. ولی سعی کردم همه خوبیایه کنسرت رو با شما عزیزانی که کنسرت تهران نتونستین بیایین شریک بشم.
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *