فرار از اردوگاه ۱۴

للباقی

می گویند اردوگاه چهارده کره شمالی، مخوف ترین و امنیتی ترین زندان دنیاست؛ و "شین" تنها کسی ست که توانسته است از این اردوگاه فرار کند و جان سالم به در ببرد و با کتاب خاطراتش موج عظیمی از مخالفت ها را نسبت به خانواده "کیم" و حاکمیت کره شمالی روانه سازد.
"شین" به جرم ناکرده پدرش درین اردوگاه، سخت کار می کند و سخت تنبیه می شود و برای غذایش مجبور می شود دنبال دانه های هضم نشده ذرت در مدفوع گاو بگردد؛ مادر و برادرش را جلوی چشمش اعدام می کنند؛ به خاطر یک خطا در شکستن چرخ خیاطی، بند انگشت وسطی دست راستش را قطع می کنند.
اما از همه این ها سخت تر این است که او از کودکی جوری بار می آید که برای حیات و غذای بیشتر باید سخن چینی کند و آدم فروشی کند حتی اگر برادر و مادرش باشد. و از این نیز سخت تر این که او از همه ارزش های عالم انسانی فقط و فقط "غذا" را می فهمد؛ تنها چیزی که به او فهمانده اند نیاز دارد ... .

"آزادی در ذهن «شین»، کلمه ای مترادف با گوشت بریان بود."

للحق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *