فصل سوم «روش‌های جلب توجه دانش‌آموزان»

شناسایی عوامل تباه‌سازی آینده

با شناسایی عوامل تباه‌سازی آینده یعنی دشمنانی كه قبلاً صحبتش را داشتیم می‌توان در مبارزه با آنها موفق بود:

1)  دانش‌آموزی كه در مقابل درس و معلم خود احساس تعهد نمی‌كند و با همكلاس‌هایش ناسازگار است فرد مفیدی برای جامعه آینده نخواهد بود و آینده بدی در انتظار دارد.

2)  كسانی كه نسبت به انجام وظایف خود كوشش نمی‌كنند در كار و شغل آینده خود نیز احساس مسئولیت نخواهند داشت.

3)  اگر از دوره كودكی و نوجوانی به مراقبت و نگهداری وسایل خود عادت نكنیم و نظم و انضباط نداشته باشیم در اداره زندگی همیشه مشكل خواهیم داشت و فردی ناتوان و بی‌عرضه خواهیم بود علاوه بر این منظم بودن باعث صرفه‌جویی زیادی در وقت ما خواهد شد.

4)  اگر از حالا با نشاط و روحیه شاد با دوستان خود بازی و تفریح نكنیم در آینده نیز فردی عبوس و غمگین خواهیم بود.

بررسی نقش روحیه معلم در امر كلاس‌داری:

روانشناسان می‌گویند: اگر می‌خواهید محبوب باشید همواره تبسم بر لب داشته باشید. چینی ها مثلی دارند كه می‌گوید:

«مردمی كه تبسم كردن نمی‌داند، نباید وارد دكانی شود» و جمله جالب دیگری در این زمینه است كه می‌گوید: «تبسم به هیچ كار نمی‌آید مگر وقتی عطا شود و سود آن در دادن آن است.»

دانش‌آموزان معمولاً معتقدند تحمل كلاس‌هایی با معلمین عبوس، بسیار خسته كننده و زجرآور است. نشاط توأم با لبخند معلم باعث جذابیت كلاس می‌شود حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«گشاده‌رویی و خوش خویی دام دوستی است و از دست دادن فرصت غم و اندوه می‌آورد» «با خوش خویی و گشاده‌رویی می‌توان دامان مردم را به دست آرود با مردم چنان آمیزش و رفتار كند كه اگر در آن حال مردید بر جدایی شما بگریند و اگر زنده ماندید خواهان معاشرت با شما باشند»

چگونه می‌توان روحیه‌ای شاد داشت:

روانشناسان می‌گویند برای خوشحالی و خوشبخت بودن، ما به اوقات فراغت شادی‌بخش و شغل مورد علاقه نیاز داریم ولی من به طور كلی معتقدم هر چه از امكانات موجود، بیشتر لذت ببریم به همان نسبت شادمانه‌تر زندگی خواهیم كرد. شادی زندگی، چیزی كه ما به دنبالش هستیم در دور و بر ماست، لذا دور و برمان را خوب و دقیق باید بررسی كنیم. حضرت علی (ع) چقدر لطیف می‌فرماید: «ای انسان عظمت باید در نگاهت باشد نه در چیزی كه به آن می‌نگری».

شادمانی یا خوشحال زیستن، آن است كه انسان ظرفیت لذت بردن از مواهب زندگی را داشته باشد و باید لذت خوب بودن و مهربانی كردن و یا تدریس در كلاس و... را قدر بشناسیم و گرامی بداریم آنگاه خواهیم دید كه چگونه زندگی تلخ به كام ما شیرین خواهد شد. فكر كنیم آنچه داریم فعلاً همین وضعیت است پس چطور با آن بسازیم تا لذت بیشتری با گذر عمر به دست آوریم. در زندگی لذت‌های كوچكی هست كه اكثریت مردم از آن غافلند مانند كمك به همنوع، تغییر روحیه افسرده بچه‌ها، داشتن خانواده صمیمی، داشتن دوستان خوب و یكدل، نوازش بچه‌ای كوچك، گوش دادن به صدای باران، دیدن عظمت آسمان شب و... هنوز كسی نمی‌داند شادی بعدی كی و كجا به وی روی می‌آورد.

در حالی كه شادمانی ممكن است امری پیچیده برای ما باشد حل مشكل نیز به همان اندازه پیچیده و دشوار است. شادی آن نیست كه در زندگی چه اتفاقی برای ما می‌افتد شادی در آن است كه چگونه اتفاق فكر كنیم؟ با چه شیوه‌ای با آن روبرو شویم؟ شادی، استعداد و توانایی ماست برای ‌آنكه از هر منفی یك مثبت بسازیم و شكست‌های زندگی را مبارزه به شمار آوریم، آرزو داشتن نسبت به اینكه، آنچه نداریم حتماً داشته باشیم، لذت بردن از آنچه كه در اختیار داریم را برایمان تلخ و ناممكن می‌سازد.

لذت‌ها، شادی‌ها، و به طور كلی خوشبختی‌‌ای كه ما در زندگی به دنبالش هستیم چه بسا در نزدیكی‌های ما و منتظر ما هستند، مهم آن است كه ما دور و برمان را خوب و به دقت بپائیم.

داشتنن انتخاب‌های بی‌شمار در زندگی و عدم رسیدگی كافی به هر یك، زیر فشار قرار گرفتن و حرص زدن برای دستیابی به موفقیت‌های ناپایدار و كوتاه، شادی ما را به بدبختی بدل می‌كند، ما اغلب چهار اسبه به مقصد پول دار شدن و موفقیت می‌تازیم، بدون توجه به اینكه آنهایی كه اینها را دارند الزاماً و نوعاً خوشبخت و شاد نیستند و یا آروزی «به جای ما بودن» را در دل می‌پرورند.

پس بیائید با دقت بیشتری اطرافمان را بنگیریم «فرصت‌ها چون ابر زود گذرند» پس از هر فرصتی برای خوب بودن باید استفاده كنیم و با انجام كارهای خیر وجود خود را لبریز از رضایت و شامانی نمائیم چنانچه حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«كار خیر انجام دهید و اندك آن را كوچك مشمارید زیرا خرد آن نزد خدای بزرگ، بسیار است».

بررسی نیاز به داشتن دوست در شاگردان دبیرستانی:

بررسی اخلاقیات نوجوانی كه به عنوان شاگرد با آنها برخورد داریم، معمولاً به بهتر پیاده كردن روش تدریس كمك می‌كند. نیاز به دوستی و دوست داشتن كه در این سنین به منتهی درجه خود می‌رسد باید مورد توجه ما قرار گیرد.www.zibaweb.com

دوستی صرفاً یكی از لذایذ ساده و پیش پا افتاده زندگی، مثل شیرینی یا غذا نیست. بلكه برای اكثریت شاگردان قسمتی از یك نیروی كاملاً ضروی است و شاگردان چه در ایجاد آن مهارت داشته باشند و چه ناشیانه آن را جستجو كنند بدان نیازمندند. حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«از كسی پرسیدند بین برادرت و دوستت كدام یك را بیشتر دوست داری، گفت برادرم را اگر دوست باشد».

اغلب دانش‌آموزان در صحبت‌های خود علاقه به معلمی نشان دادند كه بتواند نقش دوست را برای آنها ایفا كند. حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«ناتوان‌ترین مردم كسی است كه از دوست‌یابی ناتوان باشد و ناتوان‌تر از او كسی است كه از دست بدهد دوستی از یاران را كه به دست آورده است».

و نیز می‌فرماید:

«همنشین احمق مباش زیرا، بر اثر بی‌خردی خود، كارش را در نظر تو زینت داده و می‌آراید و دوست دارد مانند او باشی و حماقتش را بپوشانی. هرگاه خداوند بنده‌ای را پست گرداند علم و دانش را برابر او سد نماید و او را توفیق ندهد. لذا نادانی بدترین بیچارگی‌هاست.»

پس معلمی موفق است كه بتواند با توجه به این نیاز طبیعی شاگردش، از جوانب مختلف بر رفتار وی نفوذ كند و محبت وی را جلب نماید. شاگردان نیز می‌گویند، وقتی معلمی را دوست داریم درس وی را بهتر می‌خوانیم و كلاس برایمان خسته كننده نمی‌شود.

از یكی از مشاهیر جهان پرسیدند: رمز موفقیت تو در جلب محبت مردم چیست؟

وی گفت:

«من هرگز از كسی عیب‌جویی و انتقاد نخواهم كرد تا می‌توانم نیكی هر كس را اظهار خواهم نمود، هر احمقی از عهده عیب‌جویی و تهمت‌زنی و شكایت بر می‌آید. عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان خرد آشكار می‌شود».

لذا به جای متهم كردن دانش‌آموزان به تنبلی و بی‌استعدادی سعی كنیم آنها را بشناسیم و علت رفتارشان را ریشه‌یابی كنیم. خود بچه ها می‌گویند ما حوصله شنیدن كلمات تكراری و همیشگی، نظیر، تنبل، بی‌استعداد، درس نخوان، بی‌فكر، را دیگر نداریم. در قرآن نیز آیات مختلفی در مورد عادت زشت عیب‌جویی و تهمت‌زنی داریم.

لذا معلمینی كه گمان دارند با گفتن این كلمات وضعیت كلاس تغییر مثبت می‌یابد، باید در این مورد بیشتر فكر كنند و از تجربیان خود درس بگیرند، زیرا تجربه یكی از بهترین اساتید ما است.

نیاز به انجام كار گروهی در شاگردان:

معلم باید دانش‌آموزان را برای مقابله با هر نوع حادثه یا پیشامدی آماده كند. كار گروهی عامل آماده‌سازی بچه‌ها برای نیل به پیروزی است. معلم باید شاگردان را در ضمن درس، برای داشتن روحیه همكاری كمك كند. بسیاری از معلمین معتقدند هنگامی كه كارها را بین دانش‌پژوهان تقسیم می‌كنیم، باعث می‌شویم خود آنها برای پیشرفت كارها نقشه بكشند و این امر موجب ایجاد قدرت و سرعت توأم با نشاط در شاگردان می‌گردد. لذا كلاس ایده‌آلی خواهیم داشت كه در آن همه در حال تلاش هستند.

چگونه شاگردان را وادار به درس خواندن كنیم:

ایجاد میل و انگیزه جزء مهمترین و مؤثرترین روش‌ها می‌باشد. با ایجاد دلخوشی و اعتماد به نفس، رغبت به انجام كار بیشتر می‌گردد.به خاطر دارم روزی سر كلاس در مورد ساختار اتم صحبت می‌كردم و آزمایشات رادرفورد را شرح می‌دادم، گفتم رادرفورد همان چیزهایی را دید كه شما می‌بینید، حالا فكر كنید كه به جای او هستید! چه نتایجی را به دست می‌آورید؟

حالت چهره همگی عوض شده بود، هیجان و شور و شوق خود را با انواع پاسخ‌های جالبی كه می‌دادند، نمایان ساخته بودند.در آن جلسه تدریس، تمامی نتایجی را كه رادرفورد پس از آن همه آزمایش به دست آورده بود را از بان یكایك دانش‌آموزانم می‌شنیدم!در حالی كه دانش‌آموزانم امر تدریس را به عهده گرفته بودند و علاقه و نشاط خاصی را در بیان مطالب نشان می‌دادند، صمیمانه به آنها گوش می‌دادم و شادی موفقیت دانش‌آموزانم به صورت لبخندی روی صورتم نقش بسته بود.

نیاز به جلب توجه در دانش‌آموزان:

معلم با توجه به این نیاز شدید، باید برخورد مناسبی با این گروه سنی داشته باشد. یكی از همكاران با تجربه، راز توفیق خود را، چنین بیان می‌كرد:من در اولین جلسه، امتحان ساده‌ای از بچه‌ها به صورت كتبی می‌گیرم، تا هم سطح فعلی كلاس را بدانم و هم در حین كار، همین‌طور كه قدم می‌زنم، نام‌های آنها را به خاطر بسپارم. نام هر كس برای خود، مهمترین كلمه می‌باشد.

معلم با توجه به این مسأله نیاز به جلب توجه، با شاگردانش زودتر صمیمی می‌شود و هنگامی كه آنها را با نام كاملشان صدا می‌كند، دانش‌آموزان متوجه نمی‌شوند، كه برای معلم اهمیت دارند و احساس بزرگی می‌نمایند.

چگونه می‌توانیم سخنگوی دلپذیری باشیم؟

ما باید همواره به خاطر داشته باشیم كه طرف صحبتمان، یعنی بچه‌ها معمولاً صد مرتبه بیشتر به فكر خیالات و آرزوهای خود هستند. آنها ترجیح می‌دهند به‌ آینه یا كیف یا عكس بغل دستی خود نگاه كنند، تا اینكه به فرمول‌های نوشته شده، توجه داشته باشند و مطالب علمی را دنبال كنند.

پس برای جلب علاقه‌ی دانش‌آموزان به فراگیری، چه كنیم؟ معلمی می‌گفت: من اجازه نمی‌دهم شاگردان شنونده مطلق باشند. پس معلم با دقت به نیاز به جلب توجه در شاگردانش باید موارد مختلف را برای آنان توضیح دهد. و مرتباً اهمیت مخاطب خود را برایش محسوس كند. در نظر داشته باشیم آرزوی اهمیت یافتن قوی‌ترین میل‌های بشری است پس باید با شاگردان طوری رفتار كنیم كه مایلیم آنان با ما رفتار كنند و اگر علاقه داریم آنها از احتراممان فرو نگذارند و از روی انصاف، لیاقت و هنر ما را اذعان نمایند، این موضوع را راجع به آنان هم پیاده نمائیم.

لذا، مطالبی كه در روش‌های جلب محبت دانش‌آموزان داشتیم را در سه مورد زیر خلاصه می‌كنم:

1)     صمیمانه نسبت به شاگردان علاقه‌مند باشید.

2)     تبسمی بر لب داشته باشید و به یاد داشته باشید نام هر كس برای او شیرین‌ترین لغات است.

3)  گوش دادن را بیاموزید و آنان را به شوق آورید تا نظر خود را ابراز دارند و صمیمانه و صادقانه اهمیت دانش‌آموزان را برخودشان روشن كنید.


 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *