رهایش کن …

للباقی

به گمانم مثل اثر انگشت، دل های ما هم منحصر به فرد هستند؛ هر کسی دلی دارد انحصاری برای خودش که عین دیگری نیست. 
وقتی دقیق تر می شوی می بینی کشف های این دل های منحصر به فرد هم منحصر به فرد است!
پادشاهی که مجنون را سرزنش می کرد، نمی فهمید که دل ها و کشف های آن ها انحصاری اند؛ چیزی که دل مجنون از لیلی کشف کرده بود را هیچ جوره پادشاه ملامت گو نمی فهمید. 
نباید دل را سرزنش کرد که تو معیوبی! یا انگاری اصلا وجود نداری! یا سر به راه نمی شوی و ... .
می دانی چیست؟ هر دلی اگر کشفِ قابلی کند، رام می شود؛ لابد دلت کشفِ جذاب و قابلی ندیده! 
رهایش کن؛ آرامش بگذار ...

للحق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *