رنج بیخود

پذیرفتن دیگران خیلی خوبه. ما را از بردن رنج بیخود رها می کنه‌. یه اشتباه بزرگ اینه که دیگران رو اون طوری که ما هستیم تصور کنیم و بپذیریم.

مثلا فرض کنیم ما خیلی وسواسی باشیم و اگه یه آب بارون بهمون باشه باید بریم حموم و اگه نتونیم بریم رنج می کشیم

بعد یه نفر رو می بینیم که آب بهش پاشیده و نرفته حموم. فکر می کنیم داره رنج می کشه و بخاطرش رنج می کشیم در حالیکه اون رنجی حس نمی کنه.


مثلا دیگه اینکه ماهی ها از بودن تو آب اذیت نمی شن. ولی ما میشیم. و این بخاطر طبیعت بدن هامون است.


مردها و زنها درسته ظاهرا شبیه هستند ولی خیلی فرق می کنند.

اگه بخوام این تفاوت رو واضح نشونتون بدم، وجود فاحشه خانه و زن روسپی است. مردها خیلی راحت می توانند از خانه خارج شوند و بروند به یک خانه فساد و یک پولی بدهند و یک رابطه برقرار کنند و برگردند به خانه.

شاید با رفت و برگشت نیم ساعت هم نشه. مردها هیچ چیزی از خودشون را در آن خانه جا نمی گذارند. عشق و علاقه شان به زنشان کم نشده است و فرقی نکرده.

دقیقا عین مردی که رفته بیرون و یه ساندویچ زده و امده خونه.

اما چون زنها نمی توانند اینو درک کنند و شاید چون اینو نمی دانند وقتی می فهمند ، همسرشان یه چنین کاری کرده، خیلی اذیت می شن.

یه رنج بیهوده

Nevermind عزیز. ممنون از نظرت. اسمت چون خاص است یادم هست که بودی. ولی دیگه چیزی یادم نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *